سفارش تبلیغ
صبا ویژن
منوی اصلی
تدبر در قرآن
آیه قرآن
لینک دوستان
خبرنامه
 
آمار وبلاگ
  • کل بازدید: 248851
  • بازدید امروز: 29
  • بازدید دیروز: 157
  • تعداد کل پست ها: 310
درباره
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ

متافیزیک و ماوراءطبیعه
فیس بوک - شبکه اجتماعی جامعه مجازی" onerror="this.style.display='none'"/>فیس بوک
وصیت شهدا
وصیت شهدا
کاربردی



ابر برچسب ها
انسان - مسیحیت - آدم - حوا - بهشت[1] ، برنامه ریزی[1] ، جهرم، ناامنی، امنیت، دادگاه[1] ، حدادپور، اربعین، کربلا[1] ، حدادپور، اسرائیل، جهاد، مغنیه، تروریست، سوریه[1] ، حدادپور، اسرائیل، شهید الله دادی، حزب الله، خون[1] ، حدادپور، افغانی، پراید، زانتیا، مادر[1] ، حدادپور، امام حسن، مسئله، فلسفه[1] ، حدادپور، امام حسین[1] ، حدادپور، پاریس، فرانسه، ترور، تروریسم، خشونت[1] ، حدادپور، پاسخ به سوال، نامحرم، کمک[1] ، حدادپور، تشکر و قدردانی، پارسی نامه[1] ، حدادپور، جهرم[1] ، حدادپور، جهرم، جامعه شناسی[1] ، حدادپور، چهارشنبه، جلسه[1] ، حدادپور، حضرت معصومه[1] ، حدادپور، حکمت، خداوند، طوفان، گنجشک، مار[1] ، حدادپور، داعش، روحانیون[1] ، حدادپور، دانشگاه، صفر، پیامبر، سیاست، داخلی، خارجی، صفات پیامبر[1] ، حدادپور، دلسوزی، ممنوع[1] ، حدادپور، شهدا[1] ، حدادپور، شهید غلامعلی پیچک[1] ، حدادپور، صفر، دکتر شریعتی، اربعین[1] ، حدادپور، عموباربد، عبدالرحمن رحمانیان[1] ، حدادپور، گله، نظام اسلامی[1] ، حدادپور، لب تاپ[1] ، حدادپور، ماه صفر، تبلیغ، حضرت زهرا[1] ، حدادپور، میان بر، راه، نیاز[1] ، حدادپور، نامه، خواهر، آبجی، مرد، پسر، اغفال[1] ، حدادپور، نظام، انقلاب، مسائل شرعی[1] ، حدادپور، نیاز، درمان[1] ، حدادپور، وبلاگ[1] ، حدادپور، وبلاگ، وبلاگ نویسی[1] ، حدادپور،نامه[1] ، سوءاستفاده، اموات[1] ، هدف[1] ، هدف سازی[1] ،


سلام دوستان، شبتون بخیر


یه سوال میپرسم لطفا بهش فکر کنین تا سر فرصت درباره اش مطالبی را عرض کنم.


سوال اینه:  تا حالا واژه?فحشای مدرن?را شنیدید؟ درباره ?فحشای مدرن? چی میدونین؟









سلام و صد سلام، عید فطرتون به مبارک و میمینت!


بسیار شرمندم که این چند روز نتونستم خدمت برسم و به روز بشم. چون بالاخره اینجا جهرمه و وقتی میام جهرم، کلی کار عقب مونده دارم و کلی مهمونی و دیدار با دوستان که باید همش انجام بشه.


اینجوری بگم که اینقدر این چند روز گرفتار بودم که حتی فرصت نشد سیستمم روشن کنم چه برسه بخوام بیام وبم را به روز کنم. دو تا مسئله هم پیش اومد که خیلی خوشحالم کرد و اگه اون پیش نیومده بود شاید الان هم نمیتونستم بیام بشینم و این متن را تایپ کنم. الحمد لله رب العالمین.


شنیدم حضرات نمایندگان فارس به طور جدی پیگیر استعفاشون نشدن! چرا ؟ مگه وزیر محترم کشور ، گزینه خودشون را به عنوان استاندار فارس منصوب نکردن؟ پس یاعلی! آقایون سر استعفاشون جدی باشند دیگه. چرا عقب نشینی کردن؟


خبرها حاکی از اونه که حتی زمزمه استیضاح وزیر کشور داره میاد و بعضی از همین حضرات دارن پیگیری میکنن!! کدوم دلسوز عاقل در آستانه انتخابات میاد و وزیر کشور را که مسئول مستقیم انتخابات هست را استیضاح و حتی زمزمه استیضاح را مطرح کنه؟ نمیدونم اما این جریان خیلی بوداره! بوش جوریه که انگار دنبال بهانه میگشتن یه جوری سر وزیر را زیر آب کنن. البته اینجوری نیستا. ذهن مریض بنده است که این احساس را داره. ولی چرا یه کاری میکنن آدم درباره شون فکر بد بکنه؟


اما همین ذهن مریض بهم میگه که حتی عوض کردن فرماندار بعضی از شهرها و انتصاب فرماندار همسو و بومی هم چندان بی دلیل نیست اما دلیلش هرچی هست خدا کنه سبب نشه که فرمانداری یک شهر، به ستاد انتخاباتی یک نفر مشخص تبدیل بشه و الباقی ماجرا هم که لابد خودتون حدس میزنین. فکر مریضه دیگه. کاریش نمیشه کرد.


قصدم حمایت از شخص خاص و یا ردّ شخص خاصی نیست اما عقل استراتژیست حکم میکنه که «تیر استعفا» را به این راحتی خرج و ضایع نکنیم. با تمام احترامی که برای نمایندگان محترم فارس قائلم باید درسی را خدمتشون پس بدم و اون درس اینه که تیر استعفا باید زمانی شلیک بشه که:


1- مردم در این باره کاملا آگاه باشن و حداقل بالای نود درصد عقلای قوم با شخص استعفا دهنده در اون زمینه همسو باشند. هیچوقت کسی که پایه های خودش چندان محکم نیست نباید این کار را انجام بده. پایه های نمایندگان محترم فارس محکمه و در استان به رای مردم متکیه اما آیا پشتشون به حمایت همکارانشون در مجلس و یا لااقل هیئت رئیسه مجلس هم گرم هست که بتونن اقدام موثر انجام بدهند؟ چون زمزمه ها حاکی از اونه که کسانی مثل مطهری و دوستانش به این اقدام نمایندگان فارس حسابی خرده گرفته و نقل مجالس کرده اند.


میشه گفت حرف بقیه مهم نیست. اما نه هر بقیه ای! بقیه ای که بر ذهن بقیه جوری اثر بذارن که شما حتی یک پنجم نمایندگان کل مجلس را نتونی با استعفای خودت راه بیاری که نمیشه به راحتی از کنارش رد شد.


2- تیر استعفا زمانی شلیک میشه که دسته جمعی و مثلا به صورت استانی نباشه. چون این دیگه تیر نیست. سنگ بزرگی است که فقط جلوه نمادین میده و نشونه ی نزدنه. این تبدیل به اعتراض دسته جمعی میشه و گرنه همه با خودشون فکر میکنن که : مگه قراره کی بیاد که اگه اون بیاد همه شون باید از کار برکنار بشن ؟ مگه قراره کی بیاد که مزاحم همشون هست و نمیذاره که کار بکنن و یا هر کاری بکنن؟


میبینید. اینجوری نباید تلقی بشه. چون فقط خوراک اصحاب رسانه میشه. حالا خدا نکنه که اون بنده خدایی که به اومدنش اعتراض داشتین ، رند باشه و خوشکل و عاقلانه عمل بکنه. دیگه اونوقته که جواب مردم را نمیشه داد و برای همیشه میگیرن دست و میگن: «ببینید چقدر داره خوب کار میکنه؟ پس بگو چرا نمیذاشتن که بیاد!! » باید پیشبینی این روز را هم بکنن.


3- تیر استعفا زمانی شلیک میشه که خود استعفا دهنده ذی نفع نباشه. اگه عملکرد قبل طوری باشه که کوچکترین شائبه ذی نفع بودن ایجاد بکنه دیگه تیر استعفا جواب نمیده. حالا ممکنه استعفا دهنده واقعا ذی نفع نباشه ها اما مردم اینجوری تلقی بکنن. باید دلیل این احساس و تلقی مردم را پیدا کرد و برطرف نمود. باید جلوی این تلقی گرفته بشه وگرنه سبب میشه شما هر کار خوبی هم که بکنی بازم برداشت خوبی ازش نشه.


4- تیر استعفا زمانی جواب میده و به هدف میخوره که از همه چیز دست شسته باشی نه اینکه استعفا را وسیله محکمتری برای دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده قرار بدی. اهدافی که صرفا بوی گماردن شخصی باشد که ما میخواهیم نه شخصی که قانون گفته و وزیر کشور میخواد.


تعارف که نداریم. الان در بعضی مجالس خواص داره اینجوری برداشت میشه. چرا اینجوری داره برداشت میشه؟ حتی من از کسانی که کاملا با حضرات نماینده ها همسو هستند هم شنیدم!! این جالب نیست و ممکنه شروع یک جریان باشه.


5- استعفا زمانی جواب میده که در حیطه اختیارات خودت تقاضا داشته باشی و بوی دخالت و کارشکنی نده. ادعا نمیکنم که حضرات قصد کارشکنی داشتن اما تعیین و نصب استاندار از وظایف و اختیارات قانونی وزارت کشور هست و نمیشه با دو تا حرکت نمادین مصادره به مطلوب کرد.


خیلی از فرصت ها و مواقع دیگه بود و هست که بشه این حربه را به کار برد تا هم خدا راضی باشه و هم خلق خدا. حالا چرا صرفا درباره استاندار و استانداری؟ باید به این شبهه جواب بدید. اینکه فقط بگید «گزینه پیشنهادی استانداری توان اداره کردن فارس را ندارد» به درد نمیخوره. کسی را اقناع نمیکنه.


و ....


شخصا با گزینه ای که توانمندی خودش را برای اداره کردن استان کهن فارس که روزگاری قلب عالم جهان اسلام بوده ثابت نکرده مخالفم اما استعفای دسته جمعی راهش نیست. تاکید میکنم که نمیگم نیت نمایندگان فارس خوب نبوده (چون ما نیت سنج نداریم و باید فعل برادر مومن را حمل بر خیر کرد) اما معتقدم این راهش نیست. وقتی ما در عرصه بین المللی داریم با دیپلماسی پیش میریم ، در عرصه ملی و استانی راحتتر میشه با رایزنی (نخوانید لابی) و دیپلماسی خدمت کرد.


ضمنا لازم میدونم به بعضی عزیزان اصحاب رسانه تذکر بدم که «حرکت انقلابی» تعریف مشخص داره و به هر کار و هر نوع استعفا و امثال ذلک حرکت انقلابی نمیگن. لطفا دقت کنند تا القای کم سوادی در عرصه سیاسی و خبرنگاری تلقی نشه.


امیدوارم دلسوزی و خیرخواهی بنده نسبت به نماینده های محترم بیش از پیش اثبات بشه و در عرصه خدمت صادقانه به مردم موفق باشند.


التماس دعا / یازهرا










سلام، صبحتون به خیر. قبول باشه ان شاءالله.


دیروز تا حالا جهرمم. خداییش هوای اینجا مخصوصا دیروز خیلی گرم بود. ان شاءالله امروز خنک تر بشه. چه تمام گرمایی که در طول کل ماه رمضون اونجا کشیدیم چه همین دیروز جهرم!


دیشب بعد از افطاری که در باغ یکی از بچه ها دعوت بودم، با سرعت خودم را به تنها بهانه و یا بهتره بگم بزرگترین بهانه جهرم اومدنم رسوندم. مجلس سخنرانی استاد عزیزم حاج آقای دژکام، بزرگترین بهانه من برای اومدن این چند روز بود. دیشب از شنیدن صدای حاج آقا و لبخندهایی که میزد خیلی لذت بردم.


بعدش چندجا کار داشتم و وقتی آخر شب برای گرفتن سحری رفتم پیش مادرم، تا رفتم خونه حدود ساعت یک شده بود. همین جور که رانندگی میکردم، به آیاتی فکر میکردم که امروز خونده بودم. حاصل این فکر را در چند خط خلاصه میکنم:


قرآنی که سرتاسر رحمت و هدایت است و برای ابد الدهر انسان و جهان نازل شده است «ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فِیهِ هُدىً لِلْمُتَّقِینَ‏»[1] آن کتاب (با عظمت که) در (حقّانیت) آن هیچ تردیدى راه ندارد، راهنماى پرهیزگاران است‏، اما گاهی برای عده ای سبب کور شدن و ضلالت و گمراهی است.قرآن همانند خورشید بر همه مى‏تابد، ولى تنها کسانى از آن بهره مى‏برند که فطرتِ پاک داشته و در برابر حقّ خاضع باشند؛ «هُدىً لِلْمُتَّقِینَ» همچنان که نور خورشید، تنها از شیشه‏ى تمیز عبور مى‏کند، نه از خشت وگِل. لذا فاسقان‏[2]، ظالمان‏[3]، کافران‏[4]، دل‏مردگان‏[5]، مسرفان و تکذیب کنندگان‏[6] از هدایت قرآن بهره‏مند نمى‏شوند.

همانطور که از آیات نورانی مذکور استفاده می شود، قرآن همچون خورشیدی است که اگر کسی بقصد مبارزه و لجاجت با آن، چشم و نگاهش را به آن بدوزد و فطرت پاکش را با فسق و ظلم و کفر و دل مردگی و اسراف و کذب و تکذیب آلوده نماید، نابینا خواهد شد. نابینایی که ریشه در ناپاکی انسان دارد. این است معنای«باعث» نابینایی شدن انسان توسط آیات نورانی الهی.


خدا نکنه کور زندگی کنیم. خدا نکنه کور محشور بشیم. خدا نکنه سبب کوری دیگران بشیم. خدا نکنه کسی جرات بکنه درباره کوردلی ما برنامه بریزه.

 

التماس دعا / یازهرا




[1]   - البقره، 2

[2]   - «لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقِینَ» توبه، 80.

[3]   - «لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ» مائده، 51.

[4]   - «لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ» مائده، 67.

[5]   - «لا یَهْدِی مَنْ هُوَ کاذِبٌ کَفَّارٌ» زمر، 3.

[6]   -«لا یَهْدِی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذَّابٌ» غافر، 28.

 










سلام همراهان، شبتون به خیر و پر نور !


امروز خبر مسرّت بخشی را شنیدم اما منو برای لحضاتی به فکر فرو برد. شنیدم امروز در مجلس شورای اسلامی، نمایندگان فارس در واکنش به انتصاب جدید استاندار فارس، استعفای دسته جمعی دادند.


سری به سایت های تحلیل خبر زدم و دقیقا احتمالی را که در ذهنم میدادم تقویت شد! انگیزه اصلی حضرات از این کار، حالا هر چی بوده، اما دو سه نفرشون بعد از سوال پیچ شدن توسط خبرنگاران بالاخره حرف دلشون را زدن و گفته بودن که به خاطر این بوده که با ما مشورت نشده و توجهی به نظرات کارشناسی ما در این زمینه نشده است!


نمیدونم. ان شاءالله نیّت این عزیزان فقط خیر بوده و اصلا نظرشون این نبوده که بخوان اظهار قدرت بکنن و میزان اهمیت موضوع را به رخ بکشند و دولت و شخص وزیر کشور را به چالش بکشند و ... ان شاءالله هیچ کدوم از این چیزا نبوده و نیست! (این را طعنه وار عرض نمیکنم و واقعا دارم میگم)


اما برای من و هزارتای دیگه مثل من که بالاخره از اخبار و جریانات کلان فارس چندان هم بی اطلاع نیستیم چندتا سوال پیش اومده که ان شاءالله جواب های خوبی از طرف آقایون نماینده ها میتونه داشته باشه:


این حضرات، موقع اختلاس های کلان کجا بودن؟ موقعی که فارس هم از این مشکل مستثنا نبود کجا بودن؟ موقع برداشتن اسم پایتخت فرهنگی از شیراز کجا بودن؟موقع خشک شدن دریاچه ها کجا تشریف داشتن؟ موقعی که چندتا مسئله دار داشتن مطهری را به شیراز دعوت میکردن و در فکر طراحی طرح «یک نفر به جای همه» در مسائل حساسیت سنجی جریان اونطرف از فارس بودن کجا تشریف داشتن؟ موقعی که نمایندگان محترمی تحصن کردند اما نذاشتن یه شهر کوچک ازشون جدا بشه و فارس به دریا متصل نشه کجا بودن؟


این نمایندگان محترم، وقتی فهمیدن که در فارس داره توسط وهابیت و جریان های معاند زمین ها و ملک های آن چنانی تهیه میشه چیکار کردن و چرا جیکشون در نیومد؟ وقتی مطهری به آیت الله ایمانی توهین آشکار کرد کجا بودن و چرا واکنش خاصی نشون ندادن؟ وقتی فارس را هندوستان ایران دیدن و دیدن که بهایی ها و دراویش و مسیحیت و ... دارن شدیدا کار میکنن چرا ندای یا للمسلمین شون در نیومد؟


این ها را ولش کن! چرا در برابر سیل مدیران غیر بومی فارس واکنش خاصی دیده نمیشه؟ چرا انتصاب سلیقگی فرمانداران شهرهای خودشون را رفع رجوع میکنن؟ چرا در برابر سیل مردم ساده دل روستایی و عشایر برای رای دادن به همکارانشون در حوزه انتخابیه شون هیچی نمیگن تا به راحتی بعضی ها افرادی را از حوزه های انتخابیه مختلف برای رای دادن به یک شخص مورد نظر روانه شهرها میکنن؟


چرا هیچ کدومشون برای زمین موندن اقتصاد مقاومتی استعفا نمیدن؟ چرا کسی به خاطر بالا رفتن آمار مفاسد اقتصادی و اخلاقی دق نمیکنه؟ چرا هیچ کدوم از آقایان به خاطر کم شدن بودجه بسیج و کانون فرهنگی مساجد و نهادهای مذهبی و... خم به ابرو نمیاره؟ تازه اگر همین مسئله باعث سواستفاده نشه و دلیل تطمیع و یا وامدار کردن اونا به حضرات نشه و...


حرف بسیاره و مطمئنم چندان برخورد مناسبی با همین اندازه هم نمیشه. اما نمیدونم خوشحال باشم یا ناراحت! یعنی میشه یه روز بفهمیم که این استعفا مطلقا سیاسی نبوده ؟ ینی میشه بفهمیم که این آقایون در آستانه تبلیغات پیش از موعد بعضیاشون، فقط نیتشون از این استعفا اصلاح الگوی مدیریتی استان بوده؟ راستی دو سه تاشون هم در عکس ها نبودنا! نگن کسی نفهمید. با اینکه در جلسه حضور داشتن. احتمالا فشار روزه آخر ماه رمضون و ...


ان شاءالله خیره.


یازهرا










سلام دوستان ، طاعات و عبادات شما قبول باشه ان شاءالله.


شب های قدر امسال با رنگ و بویی متفاوت تر از سالهای گذشته برای من گذشت. چرا که امسال یه کم وضعیت زندگیم بنا به دلایلی در تحولاتی هست که فکر کنم مرحله اول تفاوتش را داره سپری میکنه. و همچنین مخاطبان سخنرانی های این ماه رمضون علی الخصوص مخاطبان شبهای قدر کسانی بودند که دیگه بعد از حدود 15 ماه منو شناخته بودن و انتظاراتی شبیه انتظارات جهرمی ها ازم داشتن. این هم خوبه و هم یه قدری استرس زاست. شاید به ظاهرم نخوره اما هنوز برای سخنرانیهام مقداری هیجان برام پیش میاد.


شب های قدر امسال برای اولین بار برنامه قرآنی ویژه سبهای قدر را خودم اجرا کردم. با یکی دوتا جمله ی ساده درباره هر یک از حضرات معصومین. این تجربه خیلی باارزشی در زندگی من بوده و هست. چون از آخرین باری که پشت میکروفن، مطالبی را با اندکی سوز و شبیه مداحان خوندم، حدود 12 سال میگذره و چون تجربه خوبی نبود تا همین چند شب پیش هیچ مطلبی را با سوز و سبک مداحی ارائه ندادم. فقط و فقط به خاطر یک دلیل؛ به دلیل استرس و خاطره بدی که از 12 سال پیش با خودم حمل میکردم. بالاخره باید یه جوری با این سایه ترس مبارزه میکردم. به استقبالش رفتم و این شبح ترس انگیز خیالم را محکم در آغوش گرفتم. این شد که ترس و دلهره ام ریخت و تصمیم گرفتم از حالا در مجالسی که منبر میرم، اگه پیش اومد چند کلمه ای روضه ام را با سوز ارائه بدم.


مردم فقط میبینن که یه نفر با مطالب آماده به منبر رفت و یک ساعت مطلبی ارائه داد که نه بوی شعار میداد و نه چندان تکراری بود. اما هیچکس و یا لااقل تعداد خیلی کمی به این فکر میکنن که: چند ساعت فکر کرده تا تونسته این مطالب را جفت و جور کنه؟ چند ساعت مطالعه کرده؟ چند صفحه نوشته و چقدر از وقتش را صرف نوشتن و انتخاب و حذف و اضافه مطالبش کرده؟ اصلا چطور این موضوع به ذهنش رسیده؟ چقدر طول کشیده که با خودش کلنجار بره و بتونه به مردم انتقال بده؟ با کمبود منبع چیکار کرده؟ با فقدان الگو چطور کنار اومده؟ چطور جرات میکنه اینجوری حرف بزنه و این حرفها را بزنه؟ و ... هزاران مورد دیگه که فقط باید آخوند عاشق تبلیغ تشنه معارف پوست کلفتی باشی که همه این ها را هر بار به خودت بخری و آخرش هم مفت و مسلّم جرات کنی که فایل صوتی مطالبت را روی سایت قرار بدی!


مردم نمیبینن و نمیدونن که وقتی داری مطلب آماده میکنی و بچه ات داره از سر و کولت بالا میره چون حوصله اش سر رفته ینی چی؟ مردم خبر ندارن که وقتی خانم یک روحانی مبلغ و سخنران، وقتی میبینه شوهرش اینقدر غرق مطالعه و نوشتن هست و با کمبود شدید منابع مواجه شده، به جای اینکه با شوهرش حرف بزنه، ترجیح میده فقط بشینه یه گوشه و به نیمه گمشده زندگی اش فقط نگاه کنه ینی چی؟


مردم چه میدونن که قراره برای هر سخنرانی و همایش و سمیناری که داری، این همه اتفاق سلسله وار رخ بده و حداقل هفته ای دوبار همه این مسائل را تجربه کنی! همایش ها و سمینارهایی که اکثر قشر تحصیل کرده و روشنفکرش ذهنیتشون درباره یک روحانی با تحصیلات محض حوزوی چندان ذهنیت جذابی نیست و حتی اولش به چشم موجود اضافی زینت المجالس به اون بنده خدا نگاه میکنن. اما خیلی باحاله وقتی میبینی حین حرف زدنت حتی لیوان آب توی دستشون نگه داشتن و پلک هم نمیزنن و دارن حرفها و بیان و حالات و ایده و انگیزه ات را تحلیل پُست مدرن فلسفی میکنن!


الهی شکر. اما بعد از تمام این مسائل پنهانی که هربار در زندگیت رخ میده، تازه باید منتظر عکس العمل مخاطبت باشی و از انتقادات کسانی که حتی از فهم نصف حرفات عاجز اند رنجیده خاطر نشی و نفهمیدنش را به رخش نکشی. فقط با یه لبخند کوچولو واسش توضیح بدی و ازش بخواهی که قدری درباره این موضوع مطالعه کنه.


چرا باید تحمل حرف و عکس العمل مخاطبت را در خودت ببری بالا؟ چون مخاطب عزیز هنوز تفاوت آخوند منبری که منبر میره تا مجلس را با وعظ و پند جمع کنه، با آخوندی که منبر میره یا برای تولید فکر و یا منبر میره برای نشر یک ایده و یا منبر میره برای طرح یک موضوع فراموش شده، از هم تشخیص نمیدهند و حتی دغدغه کشف اینجور آخوندها را هم ندارند!


دغدغه کشف اینجور آخوندها را ندارن اما مدام از اثرگذاری شریعتی و مطهری در اون بهبوهه انقلاب حرف میزنن! دغدغه کشف ایده پرداز ندارن اما انتظار حرفهای نو و شیک دارن! ملت باحالی داریم. ینی کلا با حالن. و خدا این ملت باحال باصفای کم توقع را حفظ کنه ان شاءالله!!


از همه اینا بدتر، یه چیز دیگه است. اینه که وبلاگ راه بندازی و وقت صرفش بکنی و مطالب حقیقتا مهمی را در قالب دلنوشته ارائه بدی اما به جای اینکه به ماه نگاه کنن، عده ای پیدا بشن و فقط به انگشتت نگاه کنن!! دو سه نفری درگیر حاشیه بشن و در بخش نظرات وبلاگت به جون هم بیفتن! اوقاتم تلخ میشه وقتی این همه بی فکری و بی مسئولیتی میبینم. هرجور هم برخورد کنم بازم یکی پیدا میشه که کلا منظورت را کج فهمیده باشه و ... مهم نیستن چون اهداف خاصّ خودم را دنبال میکنم اما کاش هیچوقت اینجور آدما به وبلاگم سر نمیزدن. برن یه جای دیگه. اینقدر وبلاگ و سایت جورواجور هست که از عدد و شمارش خارج شده. برن اونجا. برن تا لااقل خودشون حرص کمتری بخورن.


حرفها زیاده اما مطمئنم که همین اندازه کفایت میکنه برای کسانی که همدرد و یا هم ایده هستند.


راستی درگیر بخش دوم یک مقاله سفارشی هستم اما اگه شد تا غروب تلاش میکنم فایل های صوتی دوتا منبر دیشب را در اون یکی سایتم بذارم.


حرفام را به دل نگیرین. اما درباره اش فکر کنین.


التماس دعا / یازهرا










سلام عزیزانم، طاعات شما مقبول درگاه خداوند ان شاءالله.


در خبرها میخوندم که :


« بی خبری مقامات رژیم اسرائیل از مذاکرات نهایی ایران و کشورهای 1+5 و به ویژه اطمینان از اینکه ایران بر اساس این مذاکرات اجازه بازرسی از مراکز نظامی خود را نمی دهد و از سویی دیگر هم قاطعانه به دنبال رفع تحریم های تسلیحاتی علیه خود است، مقامات این رژیم را ناچار ساخته که تیم ویژه ای را برای بررسی امکان حمله نظامی به ایران در صورت توافق هسته ای منصوب کنند.  


بر اساس اخبار و اطلاعات رسیده، فرمانده نیروهای نظامی رژیم اسرائیل در روزهای اخیر معاون خود، یعنی ژنرال گولان را به ریاست تیم ویژه ای منصوب کرده است تا حمله به تاسیسات هسته ای ایران در صورت انجام توافق هسته ای را امکان سنجی کنند.ماموریت این تیم این است که بررسی کند چه راهی قابل دسترسی برای اسرائیل جهن حمله به ایران وجود دارد. 

برخی آگاهان معتقدند که مقامات رژیم اسرائیل به این نکته اعتراف کرده اند که توافق هسته ای با ایران قاعده بازی در منطقه را به هم خواهد زد به همین دلیل آنان باید از طریق یک حمله نظامی به ایران از به هم خوردن تعادل بازی در منطقه جلوگیری کند.  

منابع مطلع همچنین می گویند که نماینده های کنست رژیم اسرائیل هم بودجه کافی برای یک گزینه نظامی قدرتمند علیه ایران را هم در نظر گرفته اند.مانور غیر عادی و غیر معمول نیروهوایی رژیم اسرائیل که به صورت مشترک با نیروی هوایی یونان برگزار کرد و در آن از هواپیماهای نظامی« اف 16 آی» استفاده شد نیز از دیگر نشانه هایی است که آگاهان آن را دلیلی بر آمادگی رژیم اسرائیل برای حمله به ایران می دانند.  

با این وجود اسرائیل هنوز بمبی را در اختیار ندارد که بتواند به تاسیسات هسته ای ایران را در دل کوه های نزدیک به قم تخریب کند.  

علاوه بر این محدودیت و همچنین توانایی نظامی ایران در مقابله به مثل،اگر چه امکان حمله نظامی رژیم اسرائیل به ایران را کاهش داده است، اما متخصصان مسائل نظامی معتقدند این امکان هنوز به صفر نرسیده و تحرکات اخیر این رژیم نشان می دهد که هنوز حدود 30 درصد امکان حمله نظامی رژیم اسرائیل به تاسیسات نظامی ایران پس از توافق جامع هسته ای وجود دارد.به ویژه اینکه آمریکا هم می تواند بدون اینکه مشارکتی مستقیم در چنین اقدامی داشته باشد با در اختیار قرار دادن بمب هی چند تنی خود که اخیرا از آنان رونمایی کرد، اسرائیل را به صورت غیر مستقیم در این اقدام همراهی کند. »


حمله نظامی به ایران برای هیچ کشوری مقرون به صرفه نیست. این را حتی اگر دیپلمات یا استراتژیست هم نباشی کاملا روشنه.


مخصوصا برای رژیمی که:


1- هنوز نتونسته از پس دو سه تا گروه شب نظامی دور و برش بربیاد و هر روز حداقل یک تیر یا یه خمپاره الکی و هوایی هم که شده شلیک میکنه حتی اگه همه خواب باشن و کسی کاری به کارش نداشته باشه!!


2- هر تلاشی کرد که با به راه انداختن 65 گروه وحشی در سوریه و عراق، بخواد حواس رهبر و ملت ایران و آزادی خواهان دنیا را از روی خودش برداره نتونست و حتی هفته قبل دو سه تا خمپاره هم از ناکجامعلوم به سمت خودش شکلیک کردن!!


3- هنوز بحران مشروعیت داره و در بیش از نود درصد کشورهای دنیا بر علیه اش تظاهرات انجام میشه. یه جایی میخوندم که هر هفته به طور متوسط یک تظاهرات ضد رژیم صهیونیستی در دنیا شکل میگیره. اونوقت من نمیدونم چرا بدبخت ترین کشور جهان را سوریه معرفی میکنن!!!


4- بزرگترین حامی و سینه چاکش که آمریکا باشه داره اون را دور میزنه و یکی از روزنامه های محلی تل آویو نوشته بود که در طول این شش ماه، نتانیاهو رکورد مسافرت به آمریکا و شرکت در جلسات مختلف ضددولتی آمریکا را شکسته و در طول سی سال اخیر، اینقدر مسافرت به آمریکا نداشته. خب نگرانه بدبخت! چه بکنه؟ اون نگران نباشه پس کی باشه؟


5- در طول یک ماه اخیر ، سه بار به حساس ترین مراکز نرم افزاری و مجازی این مثلا قدرتمندترین ارتش دنیا حمله موثر سایبریک شده و هنوزم که هنوزه نتونسته دقیق ردیابی کنه که از کجا خورده!


6- بزرگترین دشمنش (ایران اسلامی) را به مدت دو سال، تیتر همه اخبار و مجالس کشورهای قدرتمند دنیا داره میبینه. همچنین داره میبینه که سر اون میزهای مذاکره همه جمع اند جز اسراییل. ایران با همه حرف میزنه جز اسراییل. مقامات ایرانی به همه کشورها وقت ملاقات میدن جز به اسراییل. قراره بزرگترین کشورها بیان در ایران سرمایه گذاری کنن و همه اجازه دارن جز اسراییل. خب هر که باشه عصبی میشه بدبخت! چرا ؟ چون میبینه که داره منزوی میشه.


7- بزرگترین سگ دست آموزش که آل سعود (بخوانید آل ثمود) باشه نتونست ماموریتش را درست انجام بده و اگه همینجوری پیش بره، عربستان تجزیه خواهد شد و قسمت قابل توجهی از اون به دست گروه ساده و بی آلایه ای قرار میگیره به نام «حوثی های یمن» که از بدو تولد تا دم مرگ، چریک زاده میشن و چریک از دنیا میروند.


دیگه دلش به چی خوش باشه که بخواد حمله کنه؟!


اما نباید این اصل را فراموش کنیم که کسی که داره غرق میشه، به همه چیز چنگ میزنه تا کمتر فرو بره لذا باید مواظب این دشمن در حال افول بود.


اما این قاعده هم شامل حال اسراییل نخواهد شد و نجاتش نخواهد داد. چرا که اسراییل به کف باتلاق تاریخی اش رسیده و فقط با سیلی (چهارتا هارت و پورت) و خون های مردم مظلوم و بیگناه دنیا صورت سیاهش را سرخ نگه داشته! غافل از اینکه روزی در همان خون ها غرق خواهد شد همانگونه که فرعون در رود نیلی غرق شد که ادعای پروردگاری و تصاحب اش را داشت!


شب قدر امسال، در آستانه توافق جامع ایران اسلامی با 6 کشور دنیا در مسائل هسته ای همراه شده است. شب قدری که شب تعیین سرنوشت اسراییل هم هست. این اسرائیل است که حتی نمیتواند توبه کند و حتی نمیتواند دعا کند که بماند و نابود نشود. همانگونه که توبه فرعونشان در هنگام عذاب الهی قبول نشد.


حمله بعد از توافق، با دست خودش گور خودش را کندن نیست. چون گور خودش را با جنگ 33 روزه کَند. بلکه حمله بعد از توافق، با پای خود به گور خود رفتن و در گور خود خوابیدن و با دست خود خاکها را بر بدن خود ریختن است! ایران هسته ای، حتی اگر هسته ای هم نباشد، عذاب الهی به سوی اسرائیل است و چنگ اش را از حلقوم اسرائیل برنخواهد داشت. ما عاشق جنگ با اسراییل هستیم. چه توافق بشود چه نشود امنیت اسراییل یک رویای آشفته برای مقامات تل آویو و حیفاست!


یازهرا










سلام عزیزان، عصر غم انگیز شهادت مولی الموحدین امام علی علیه السلام تسلیت.


به پیشنهاد دوستان و زحمت آقا رضا غفاری، سایتی جهت بارگزاری و دریافت فایل های صوتی و تصویری سخنرانی های بنده راه اندازی شده که امیدوارم مورد پذیرش خداوند قرار بگیره. لطفا بنده را از نظراتتون محروم نکنید.


آدرس سایت صوتی و تصویری بنده :


www.haddadpour.blog.ir


التماس دعا / یازهرا









سلام


انا انزلناه فی لیله القدر

شب قدرتون پر قدر و شهادت مولا تسلیت.

چه سالهایی داشتیم...

شب های ماه رمضون بعد افطار ، صحبت های حکمت آمیز حاج آقا در قالب طنز ، دوستان پاک و وارسته ، شب های قدر ، عید فطر و ...

چه روزهایی بود ...

چه شب های قدری داشتیم .

چه دوستانی داشتیم.

یادمه به همیشه تنها کسی که پا به پای شوخی های حاج آقا می اومد و هیچ وقت کم نمی آورد مهدی بود.

اصلا انگار تو ذاتش نبود که بخواد چیزی رو جدی بگیره.

سخنرانی با شوخی ، افطار با شوخی ، مسافرت با شوخی ، کار با شوخی و ...

و شب قدر هم با شوخی...

تنها موقعی که میشد مهدی واقعی رو دید وقت دعای قرآنی بود.

چون دنبال برنامه سحری دادن بود همش تو آتیش بود و به من میگفت یه کم دعا رو دیرتر شروع کن تا من برسم.

همین که مداح میگفت بک یا الله ... دیگه اختیارش دست خودش نبود ...

شونه هاش خیلی میلرزید و صدای گریش بلند میشد ...

اما لحظه ی بعد دوباره مهدی بود و شوخی هاش و خنده هاش ...

چه ذهن کوتاه بینی داشتم و دارم ...

همش بهش میگفتم ریش بذار ، موهات ساده بزن ، لباس فلان نپوش ...

ولی ...

مهدی در بند ظواهر نبود ...

منم هنوز درکش نکردم اما باطنی سفید داشت ...

باطنی که از درخشش اون چشم امثال من کور میشد و نمیتونست درک درستی از اون داشته باشه.

خلاصه بعد رفت مهدی فهمیدم دیگه دارم پیر میشم.دیگه کم کم دوستانم از دور و برم خلوت میشن و همین روزها نوبت من هست و کوله بار سنگینی که
شاید دوستی امثال مهدی از سنگینی اون کم کنه.



حاج آقا شب قدر من رو و همه دوستان رو دعا کنید.شما گردن ما خیلی حق دارید.

من الان حکمت اون نوع سخنرانی های پر شوخی و طنز رو میفهمم که بعد از سالها هنوز در ذهن ما نهادینه هست و از یاد ما نرفته.

ببخش که شاگرد خوبی براتون نبودم.

حلال کنید و دعا کنید.



شادی روح همه گذشتگان ، علی الخصوص مهدی ایمانیان فاتحه مع الصلوات

اللهم صلی علی محمد و آل محمد

......................................................................


بهترین و بی ریاترین داداشم، صادق جان، سلام.

صحبتات همیشه مرا با خودش میبره به بی دردترین و پرخاطره ترین روزهای زندگیم.

روزهایی که نه چندان کسی منو میشناخت و نه اینقدر گرفتار دنیا شده بودم

روزهایی که وقتی میخندیدیم، ازته دل میخندیدیم

روزهایی که شوخی ها و خنده ها و گریه ها و همه چیزمون باهم تقسیم میکردیم

روزهایی که من حاج آقا حدادپور نبودم و همون محمد ساده ای بودم که خودتون یواش یواش اشتباه کردین و برای سخنرانیاش تبلیغ کردین

روزهایی که هرکس دور و برم بود فقط منو به خاطر خودم میخواست

روزهایی که تنها متاهل جمع من بودم اما همیشه در شوخی ها کم میاوردم

روزهایی که خونه مادربزرگ محمد جلسات سی شب ماه رمضون با چاشنی خنده و مباحثه های دوساعته سپری میکردیم

روزهایی که گذشت و دیگه بر نمیگرده

نمیدونم چه سرّی هست که من و تو هرسال ، شبهای قدر دلمون اینجوری میشه

راستی از اینکه هرسال جلسه مسجد خواجویی حتی در غیاب من برگزار میشه بسیار خوشحالم

ادامه بدین

حتی اگه حدادپور زنده نباشه

حتی بعد از اینکه یه روز تابوت منو برای وداع با مسجد خواجویی ...

بچه ها را همیشه همینجوری دور هم جمع کن

کارت درسته

یازهرا

حدادپور

حدادپور

حدادپور









سلام بچه ها ، شب نورانی شما به خیر و ایام شهادت امام علی علیه السلام تسلیت!


این شب ها شب معمولی زندگی کسانی که اهل معرفت هستند نیست. این شب ها را باید احیا کرد تا جان و قلبمون احیا بشه.


خلوت کنیم. کینه را از خودتون دور کنیم. سوءتفاهم ها را کنار بذاریم. حتما حتما مطالعه کنیم. مطالعه مفید و مفید مطالعه کنیم. دعای افتتاح با حضور قلب یادمون نره. اگه تلاوت قرآنمون عقب هستیم خودمون را برسونیم.


امشب برای بار اول، قصد دارم فایل صوتی آخرین سخنرانی خودم در شبهای قدر مسجد خواجویی جهرم تحت عنوان «تفسیر فزت و ربّ الکعبه» خدمتتون تقدیم کنم. خودم گوش ندادم و حتی دقیق یادم نیست اما آقا روح الله زحمت این فایل را کشیده که ازش سپاسگذارم و امیدوارم خدا به خانمشون شفا عنایت کنه.


تقدیم با احترام (به شرط صلوات):


 


یازهرا










سلام عزیزان، شبتون به خیر و نماز و روزه ها و تلاوت قرآن مورد قبول درگاه حق!


از امشب که شب نوزدهم ماه مبارک رمضان هست، شروع شب های قدر است. هرچند شب قدر فقط یک شب هست اما این سه شب از قدر و عظمت خاصی برخوردار هست و ارزش بسیاری داره.


با اینکه ساعت یک امشب ان شاءالله در جوار شهدای گمنام پارک استان اینجا سخنرانی دارم و باید یه کم مطلب بنویسم، اما لازم دونستم چند نکته را برای استفاده هر چه بیشتر از این لیالی قدر خدمتتون عرض کنم:


1- احیا یعنی زنده شدن نه اینکه فقط بیدار موندن. لذا به معانی ادعیه و سوره ها توجه کنین تا روح و جان شما در پرتو این معارف زنده بشه.


2- در مجالسی شرکت کنین که غریب و گمنان باشین نه اینکه قرار بذارین با دوستان و ... با هم برید تا امشب را خوش بگذرونین. اینجوری سبب میشه بیشتر با خودتون خلوت کنین و بیشتر صفا کنین.


3- به مجالسی برید که مداح محور نباشه تا مجبور باشین مدام روضه های مختلف در یک شب بشنوین.


4- اصلا فکر نکنین امشب حتما باید همه حاجت ها را بگین و به زبون بیارین و اگه یه دونه اش یادتون رفت بدبخت میشین. مناجات کنین. صفا کنین.


5- وقتتون را صرف بیان حوائج به صورت تند تند و بدون فکر و اولویت نکنین. از خدا شدیدا طلب عافیت و عاقبت به خیر در تمام نیازها و دعاهاتون بکنید.


6- قبل از رفتن به هر مجلس و محفل احیا، دقایقی را در خونه با خودتون خلوت کنین. بهتون قول میدم اگه با خودتون روراست باشین و حواستون به دلتون و خیالتون باشه و اندکی مناجات کنین، به تمام شب زنده داری در جمع و با صدای بلندگو و میکروفن می ارزه.


7- یکی از مواردی که در شب های قدر وارد شده، طلب علم و مطالعه مفید و شرکت در مجلس علمای ربانی است. از دست ندید.


8- صدقه یادتون نره. حتی اگه اندک باشه.


9- قبل و بیش از تمام ادعیه و مناجات ها، به سوره هایی اهمیت بدین که در این شبها وارد شده.


10- در فکر جلب حلالیت باشید نه اینکه فقط با تقاضای حلالیت ساده سر و تهش را هم بیارید.


موارد زیاده اما ...  دعا کنیم. مناجات کنیم. توبه کنیم از همه لحظاتی که جای خالی خدا را در خلوت و در جمع احساس کردیم.


بنده را هم حلال کنین و برام دعا بفرمایید.


یازهرا







صفحات :
|  1  2  >  |