سفارش تبلیغ
صبا ویژن
منوی اصلی
تدبر در قرآن
آیه قرآن
لینک دوستان
خبرنامه
 
آمار وبلاگ
  • کل بازدید: 248860
  • بازدید امروز: 38
  • بازدید دیروز: 157
  • تعداد کل پست ها: 310
درباره
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ

متافیزیک و ماوراءطبیعه
فیس بوک - شبکه اجتماعی جامعه مجازی" onerror="this.style.display='none'"/>فیس بوک
وصیت شهدا
وصیت شهدا
کاربردی



ابر برچسب ها
انسان - مسیحیت - آدم - حوا - بهشت[1] ، برنامه ریزی[1] ، جهرم، ناامنی، امنیت، دادگاه[1] ، حدادپور، اربعین، کربلا[1] ، حدادپور، اسرائیل، جهاد، مغنیه، تروریست، سوریه[1] ، حدادپور، اسرائیل، شهید الله دادی، حزب الله، خون[1] ، حدادپور، افغانی، پراید، زانتیا، مادر[1] ، حدادپور، امام حسن، مسئله، فلسفه[1] ، حدادپور، امام حسین[1] ، حدادپور، پاریس، فرانسه، ترور، تروریسم، خشونت[1] ، حدادپور، پاسخ به سوال، نامحرم، کمک[1] ، حدادپور، تشکر و قدردانی، پارسی نامه[1] ، حدادپور، جهرم[1] ، حدادپور، جهرم، جامعه شناسی[1] ، حدادپور، چهارشنبه، جلسه[1] ، حدادپور، حضرت معصومه[1] ، حدادپور، حکمت، خداوند، طوفان، گنجشک، مار[1] ، حدادپور، داعش، روحانیون[1] ، حدادپور، دانشگاه، صفر، پیامبر، سیاست، داخلی، خارجی، صفات پیامبر[1] ، حدادپور، دلسوزی، ممنوع[1] ، حدادپور، شهدا[1] ، حدادپور، شهید غلامعلی پیچک[1] ، حدادپور، صفر، دکتر شریعتی، اربعین[1] ، حدادپور، عموباربد، عبدالرحمن رحمانیان[1] ، حدادپور، گله، نظام اسلامی[1] ، حدادپور، لب تاپ[1] ، حدادپور، ماه صفر، تبلیغ، حضرت زهرا[1] ، حدادپور، میان بر، راه، نیاز[1] ، حدادپور، نامه، خواهر، آبجی، مرد، پسر، اغفال[1] ، حدادپور، نظام، انقلاب، مسائل شرعی[1] ، حدادپور، نیاز، درمان[1] ، حدادپور، وبلاگ[1] ، حدادپور، وبلاگ، وبلاگ نویسی[1] ، حدادپور،نامه[1] ، سوءاستفاده، اموات[1] ، هدف[1] ، هدف سازی[1] ،

سلام و وقت شما عزیزان بخیر
خدا توفیق داده و از زمانی که وارد فضای مجازی شده ام، حداقل شش مستند داستانی و صدها مطلب دیگه به قلم خودم منتشر کردم که از این بابت خیلی خداوند را شاکرم.
الان در حال نوشتن مستندی به نام «کف خیابون» با موضوع فتنه هستم که طبق نظر سنجی که در کانال تلگرامم کردم، قرار شد ان شاءالله از بعد از اربعین و بازگشت بچه های کانال از زیارت اباعبدالله الحسین علیه السلام منتشر شود.
الان در حال طراحی و نوشتن قالب اصلی داستان هستم. لطفا دعا کنید بتونم در این راه موفق باشم و گوشه ای از رضایت حضرت آقا را جلب کنم.
موفق و شاد و سرافراز باشید.
یا زهرا
95/8/15







سلام و ادب و احترام
دوس داشتم اینجا یه چیزی نوشته باشم ببینم کسی به اینجا سر میزنه یا نه؟ مخصوصا عزیزانی که ممکن است گوشی اندروید نداشته باشن و نتونند از طریق تلگرام خدمتشون باشم.
من از اینجا شروع کردم و مدت ها وبلاگ نویسی کردم.
ان شاءالله موفق و پیروز باشید.
یازهرا 







گرچه در فرهنگ جوامع آن روز و همچنین بعضی از جوامع امروزی خوب نبود خانم‌ها از آقایان خواستگاری کنند، ولی حضرت خدیجه(س) سنت شکنی کردند، صرفاً به دلیل استفاده از وجود مقدس پیامبر اسلام(ص)، چون ایشان پیش‌بینی‌ها را شنیده بود و احتمال می‌‌داد که ایشان همان پیامبر باشند و هم به دلیل اینکه تمام مال و اموال خودشان را به ایشان بسپارد و خود در خانه بنشیند، درخواست ازدواج را خودش مطرح کرد.

به هر ترتیب که بود رسول خدا عازم سفر شام و تجارت برای خدیجه(س) گردید. وقتی میسره -غلام خدیجه- و محمد از سفر پر سود شام برگشتند، غلام گزارش سفر را جزء به جزء به خدیجه(س) داد و برایش تعریف کرد: وقتی به بصری رسیدیم، امین برای استراحت زیر سایه درختی نشست. در این موقع، چشم راهبی که (نسطورا) در عبادتگاه خود بود به امین افتاد. پیش من آمد و نام او را از من پرسید و سپس چنین گفت: این مرد که زیر درخت نشسته، همان پیامبری است که در تورات و انجیل درباره او مژده داده ‌اند.

این جریانات، او را بیش از پیش مشتاق همسری با محمد(ص) کرد. وی در صدد برآمد تا به وسیله‏ ای علاقه خود را به ازدواج با محمد(ص) به اطلاع آن حضرت برساند و از این رو به دنبال نفیسه که یکی از زنان قریش و دوستان خدیجه بود فرستاد و به طور خصوصی درد دل خود را به او گفت و از او خواست تا نزد محمد(ص) برود و هرگونه که خود صلاح می‏داند موضوع را به آن حضرت بگوید.

نفیسه به نزد محمد(ص) آمد و ازدواج با حضرت خدیجه را به ایشان پیشنهاد کرد. و سرانجام ترتیب مجلس خواستگاری و عقد داده شد. البته برخی از مورخان معتقدند که خدیجه خود موضوع را با «محمد امین‏» در میان گذاشت، و به گفته «ابن هشام‏» مورخ مشهور به وی گفت: «عموزاده من! به واسطه خویشاوندی که میان من و تو وجود دارد، و عظمت و احترامی که در نزد قوم خود داری، و امانت و خوی نیکو و راستگویی که در تو هست، می‏خواهم صریحاً به تو بگویم که مایلم به همسری تو درآیم‏.

بعد از ازدواج، حضرت خدیجه اعلام کرد که تمام آنچه را دارد، به حضرت محمد(ص) می‌بخشد. به گواهی تاریخ ایشان حقیقتاً در عمل نیز گفتارش را به اثبات رساند.

نکات:
1.دختر میتواند پیشنهاد ازدواج را مطرح کند اما به شرط وجود واسطه عاقل و امین!

2.طبق روایت معتبری، خدیجه حدودا 28 ساله بودند نه 40 ساله. اما این به معنی خالی از اشکال بودن ازدواج دختر با پسری کم سن و سال تر از خود نیست. لذا باید در شرایط خاص پیامبر و حضرت خدیجه دقت کرد.

 کانال دلنوشته های یک طلبه 







سلام بچه ها... خوبین؟ خوشین؟ سلامتین؟ چه خبرا؟
یه بابایی پیدا شده و داره حرفایی میزنه که به مزاج من و شمای حزب الهی خوش نیومده! میگه بیایید: «روزه خواری کنیم...این چه خدایی هست... قرآن غلطه... پیغمبر فلان... امام زمان فلان...»
یکی کمپین راه انداخته واسه ریپورتش... یکی هم مثلا داره روشنگری میکنه و مدام پیام میده به این و اون که بگید به بچه ها نروند و این هم آدرسش و... یکی هم داره قرص اعصاب میخوره که چرا اون بابا به قرآن گفته فلان... یکی دیگه هم میگه من از قلب پر درد امامم به خاطر این کانال ناراحتم... یکی هم نذر صلوات کرده که یکی پیدا بشه و بلاکش کنه... یکی هم تو افق محو شده و پیام داده که من از تلگرام میرم و وقتی برمیگردم که این کانال نابود شده باشه و...
چتونه بچه ها؟! چرا اینجوری برخورد میکنین؟ چرا خودتون را کنترل نمیکنین و کاری میکنین که بازارش گرم تر بشه؟! وقتی من مطلع شدم، فقط تعداد 50 نفر عضو داشت اما الان به لطف تبلیغ معکوس شما بچه مذهبی ها الان خیلی تعداد کاربراش زیاد شده!! از بس مردم را تحریک کردین که برن و ببینن و بعضی ها هم غش و ضعف کنن!! چیه حالا؟ یه کم آروم باش داداش!
خب این که درست نیست... اولا چرا انداختینش توی دهان ها؟ چرا مدام واسه هم ارسالش میکنید؟ اگه بلدی جواب بدی، با جوابش ارسال کن وگرنه به چه حقی واسه کسانی میفرستی که هیچ دانشی ندارن؟ چرا اینقدر زود میشه با احساساتتون بازی کرد؟ چرا تو کانال جذاب نمیزنی تا اون بابای کافر بیفته دنبال ریپورت کردنت؟ چرا تو فقط بلدی کپی برداری کنی؟!
امروز عصر وقتی رانندگی میکردم و پیام های شما مثل سیل روی سرم ریخته بود، با خودم گفتم: مگه حالا چی گفته؟! «گفته عکس از نهار روز ماه رمضون بگیر! خب تو هم کمپین عکس از سفره افطاری راه بنداز»... «گفته نماز ما رو به طرف قبله نیست؟ خب تو بگو پس به طرف کجاست؟»... «گفته خدا نمیدونسته که زمین کروی هست! باشه... پس لابد من اسم مشارق و مغارب آوردم» ... «گفته این دین ضد زنه... نمیدونم پس مثلا چرا 22 امضای پای سر سفره عقد همه اش به نفع زن هست و هیچیش به نفع مرد نیست!» ... «خوشحاله که حج امسال تعطیل شد... خب ما هم چندان بدمون نیومده» ... و صدتا حرف چند من غاز که راهش این همه شلوغی بازی و ضد تبلیغ به نفع اونا نیست!
بچه ها! لطفا برای بار آخرتون باشه که آب به آسیاب این تیپ آدمها و کانالاشون میریزید و بنری را واسه هم میفرستید که خودشون نوشتند و تهیه کرده اند!
التماس تامل!

 

کانال دلنوشته های یک طلبه

@mohamadrezahadadpour







امروز عصر، وقتی داشتیم دور هم یک استکان چایی میخوردیم، پسرم در حال دیدن فوتبالیست ها بود که یادآور خاطرات نوجوانیم را داشت. اما یک سری نکات خیلی توجهم را جلب کرد :
1.چرا وقتی بچه های نوجوان ژاپن به جام جهانی میروند، هیچ اسمی از آمریکا نیست؟ چرا در طول کل سریال فوتبالیست ها اصلا نامی از آمریکا نیست؟ چرا اصولا الان که قرار است نهایتا ژاپن، قهرمان معرفی بشود، از اول اسم آمریکا را اصلا نمیبرند تا خدایی نکرده شرمنده اش نشوند؟
2.چرا برای رفتن از کشوری به کشور دیگر، همیشه با اتوبوس میروند؟ چرا در هیچ جای سریال فوتبالیست ها با هواپیما به این جا و اونجا نمیروند؟ حتی با اینکه در غربی ترین کشور اروپا و یا شرقی ترین کشور آسیا هستند! اما میبینیم که نصف حرکات فوتبالی را در هوا انجام میدهند!
3.چرا از قسمت های اول این سریال تا آخرش، بهترین بازیکن ها به مهاجرت و رفتن به اروپا فکر میکنند؟ چرا ماندن در کشورشون، سهم بچه های درجه دو و سه هست؟
4. چرا اینقدر قائم به شخص هستند و تا کار گروه گیر نکنه و یا کاپیتان ها بیمار و مصدوم نشوند، کار، تشکیلاتی پیش نمیره؟! اصلا چرا کار تشکیلاتی را له میکنند؟!
5. چرا در فیلم محصول کشور معروف به علم و توسعه، هیچ حرفی از درس و امتحان و قبولی و یا ردی نیست؟ اصلا تا الان دیدید که غیر از مجلات ورزشی و فوتبالی، کتاب دیگری در این فیلم در دست بچه ها باشه؟!
6. ژاپن، هیچ شهره و معروفیتی در فوتبال ندارد! پش چرا در این فیلم، فقط مدرسه فوتبال و ادعای قهرمانی جهان نشون میدهند؟
7. چرا همه والدین ستاره ها، تنها زندگی میکنند؟ مادر سوباسا تنهاست... پدر تارو تنهاست... مادر کاکرو تنهاست... پدر سوباسو در اونطرف دنیا تنهاست... و...
8. چرا ژاپنی های چشم بادمی، نقاشی چشم های این کارتون را با چشمهایی اینقدر درشت و روشن کشیده اند؟!
و ده ها نکته دیگر که در نگاه اول، کودکانه و حتی خنده دار است اما حواس بچه های ما را به صورت ناخودآگاه، متوجه این کلمات میکند: جهان تک قطبی، عملیات زمینی، مهاجرت نخبگان، عدم اعتماد به تشکیلات، عدم توجه به توسعه علمی، گرفتن دنیا با فوتبال، تنهایی عمیق خانوادگی، درشت کردن ضعف ها جهت عدم توجه عموم به آنها و...
حدودا صد و بیست قسمت هست و در حالت طبیعی و بدون احتساب تعطیلات، ذهن و ناخودآگاه کودک ما در طول چهار ماه با این آموزه ها مواجه است!! برای فورمت کردن این آموزه ها چه باید کرد؟! حوزه های علمیه و طرح صالحین و پایگاه بسیج محله و نهادهای اسلامی و انقلابی و سایر فامیل های وابسته، چقدر باید کار کنند تا پاسخگوی ناخودآگاه کودک من و شما باشند که برای یک سریال چهار ماهه اش، 17 نفر کارشناس مسائل استراتژیک روی آن کار کرده اند؟!
محمد رضا حدادپور جهرمی 







اشتباها لیله الرغائب را شب آرزوها ترجمه کرده اند با اینکه آرزو، معادلش در زبان عربی «امل» و جمع آن «آمال» می باشد. از این خنده دارتر این است که بعضی ها جلسه ای میگیرند و دور هم جمع میشوند و شروع به خیال پردازی و آرزو گرایی میکنند!! غافل از اینکه در روایات اهل بیت، به شدت از درگیر آرزو و خیال های باطل شدن نهی و نفی شده است!
«رغائب» به معنی کشش ها و خواستنی هاست. یعنی در طول سال، انسان ها حداقل یکبار و یک شب با خود خلوت میکنند و درباره همه کشش ها و خواستنی های نفس و دلشان تجدید نظر میکنند.
مثلا تجدید نظر درباره روش دین داری... تجدید نظر درباره میل شدید ما به دنیا... تجدید نظر درباره کشش هوای نفس ما به سمت محرمات الهی... تجدید نظر بر توجیه و ماسمالی گناهان و آرام کردن وجدان دردها... تجدید نظر بر اندیشه های فلسفی و اعتقادیمون... غربالگری روابط اجتماعیمون... و بالاخره تصفیه حساب با خدا درباره همه قول هایی که بهش دادیم اما...
اگر این طور باشه و معنی «رغائب» و «لیله الرغائب» اینقدر بلند و سطح بالا باشه، پس معلوم میشه صرفا برای ثواب و دور هم بودنش نیست که گفتن شب زنده داری کنید و روزه بگیرید و دعا بخونید... بلکه حتی باید در خواندن و رد شدن و تمام کردن ادعیه هم تجدید نظر کنیم!! به این معنا که متون دعا را صرفا برای ثوابش نخونیم و به قول حضرت استاد جوادی آملی: «دعا را به خاطر معانی بلند علمی و دستورالعمل اخلاقیش بخوانیم. به گونه ای که حداقل یک مرتبه به آن دعا به چشم یک متن درسی و علمی نگاه کنیم»
روزه فردا یادتون نره. واسه منم دعا کنید.
یازهرا