درباره فرقه اهل حق (1)
تاريخ پيدايش و گسترش مذهب اهل حق
درباره تاريخ پيدايش فرقه هاى اهل حق اختلاف نظر وجود دارد و در اين باره مدارک مستندى در دست نيست . در کتابهاى قديمى که تا قرن پنجم نگاشته شده ، نامى از اهل حق ديده نمى شود. اگر ملاک اهل حق بودن را صرفا غلو درباره امام على عليه السلام بدانيم در اين صورت ، تاريخ پيدايش اين فرقه به زمان امام على عليه السلام مى رسد زيرا در زمان آن حضرت ، برخى او را به درجه خدايى رساندند و حضرت با آنها برخورد شديدى کرد. ما اگر اهل حق را فرقه اى خاص با مجموعه اى از آرا و عقايد که هم اينک مرکز آنها در غرب ايران است بدانيم ، در اين صورت تعيين دقيق تاريخ پيدايش آنان ممکن نيست و تنها نقل قولهايى در اين باره وجود دارد.
بنا به کتاب نامه سرانجام که از متون مقدس اهل حق است ، اين مسلک از زمانى که خداوند با ارواح آدميان به محاوره پرداخته و از آنان بر الوهيت خود اقرار گرفته است (عالم الست يا علم ذر) پى ريزى شده و برنامه آن در هر زمان و عصرى جزء اسرار پيامبران بوده و سينه به سينه از سلف به خلف مى رسيده است و نيز دنباله همان برنامه اى است که امام على عليه السلام به سلمان و عده اى از ياران معدود خود تعليم داد و سپس در ادوار گونان اسرار اين گروه به اشخاص ديگرى از قبيل بهلول ، بابا سرهنگ ، بابا نااوس و سلطان اسحاق منتقل شده و آنان نيز به ديگران انتقال دادند.
کتاب شاهنامه حقيقت که از کتابهاى اهل حق به شمار مى رود، مؤ سس و پايه گذار اهل حق را نصير معرفى مى کند و او را غلام حضرت على عليه السلام مى داند.
برخى معتقدند اين آيين در قرن دوم توسط بهلول ماهى (م . 219 ق .) و يارانش با استفاده از عقايد و آرا و ذخاير معنوى ايران مانند آيين زردشتى ، مانوى و مزدکى و با بهره گيرى از دين مبين اسلام و آيين مسيحى و کليمى و افکار فرقه هاى غالى پس از اسلام پى ريزى شده است .(211) همچنين گفته شده است که مسک اهل حق در قرن سوم توسط شاه فضل ولى تاءسيس شده است .
برخى ديگر بر آن اند که در قرن چهارم مردى به نام مبارک شاه ملقب به شاه خوشين که همچون حضرت عيسى عليه السلام متولد از مادرى بکر به نام ماما جلاله دانسته مى شود، در ميان ايلات لر ظهور کرد و آيين حقيقت را در ميان مردم شايع کرد. گفته مى شود و وعده داد که پس از رحلتش روحش به جسم شخصى به نام سلطان اسحاق حلول خواهد کرد.
در قرن هشتم سلطان اسحاق (سحاک يا صحاک ) در مناطق کردنشين بين ايران و عراق ظهور کرد. او در قريه برزنجه ناحيه شاره زور بخش حلبچه عراق به دنيا آمد امام پس از مرگ پدرش شيخ عيسى ، به منطقه اورامان ايران مهاجرت کرد. اگر او را مؤ سس فرقه اهل حق ندانيم ، لااقل بايد او را بزرگترين مجدد و احياگر اين آيين دانست . او بود که مذهبى با عقايد و آيين مشخص ابداع کرد و اهل حق را از مناطق مختلف کردنشين دور خويش جمع کرد و آنها را سازماندهى کرد.
يکى از منابع مهم درباره آيين اهل حق مجموعه رسائلى است که شامل شش بخش مى باشد و مجموعا نامه سرانجام يا کلام سرانجام ناميده مى شود. اين رسائل توسط سلطان اسحاق و يارانش نگاشته شده است . کتابهاى ديگرى نيز توسط ياران سلطان نوشته شده و از خود او نيز سرودهاى زيادى برجاى مانده است .
سلطان اسحاق براى تداوم آيين خود، يارانش را سازماندى کرد. ابتدا يکى از يارانش به نام پير بنيامين را به سمت پيرى و ديگر دوستش به نام داود را به سمت دليل برگزيد. سپس هفت تن از پيروانش را به عنوان هفت خاندان براى رهبرى فرقه خويش انتخاب کرد. بدين ترتيب خاندانهاى هفتگانه يارسان (مخفف يارستان به معناى ياران حق ) تشکيل شد. اين خاندانها عبارت اند از: شاه ابراهيمى ، يادگارى ، خاموشى ، عالى قلندرى ، ميرسورى ، مصطفائى ، حاجى باويسى . در قرن در قرون يازدهم تا سيزدهم ، چهار خاندان ديگر به نامهاى زنورى ، آتش بگى ، شاهياسى و بابا حيدرى تشکيل شد. در نتيجه هم اکنون در آيين پارسان يازده خاندان وجود دارد. به فرزندان هر يک از اين خاندانها سيد گفته مى شود که وظايف خاصى بر عهده آنان است . سلطان اسحاق گذشته از خاندانها، به منظور سازماندهى اهل حق ، دسته هاى ديگرى نيز ايجاد کرد و براى هر دسته وظايف خاصى تعيين نمود.
برگرفته از سايت امام جواد(عليه السلام )
بازديد ديروز: 12
کل بازديد :2375
سلام وبلاگ بنده پيرامون مسايل پژوهشي - مذهبي است . لطفا با انتقادات و پيشنهادات سازنده خويش مرا ياري نماييد.
گريه چيست
تاثير مذهب در بيماري ها چگونه است
محمد پيامبر نسل سوم پيامبر نسل سوخته
حيات برتر در لواي تفکر
اتنولوژي عصر امام حسن
آسيب شناسي اجتماعي
دعا و روان از منظر متفکران معاصر
امکان شناخت خداوند
سلسله مباحث اعتقادی (4) [4]
امام حسينعليه السلام صاحب نفس مطمئنّه [2]
اخلاق از نگاه مولانا
دين و اخلاق
عرفان هاي نو ظهور – قسمت اول
دين و دنياي جديد
در خصوص فرقه ضاله بابيت و بهائيت
درباره فرقه اهل حق (1)
سه حديث [2]
عقيده پرستي ، بت پرستي است.
نام: | |
ايميل: | |
