قال الصادق (عليه السلام)
ان احاديثنا يحيي القلوب
من مواعظ النبي صلى الله عليه وآله وسلّم:
ثلاثٌ من کنّ فيه استکمل خصال الإيمان:
الذي إذا رضي، لم يُدْخِله رضاه في باطلٍ وإذا غَضِبَ لم يخرجه الغضب من الحقّ وإذا قدر لم يتعاط ما ليس له.
معناى روايت، اين نيست که ايمان در اين سه خصلت منحصر است، بلکه مراد اين است که در هر کس، اين سه خصلت وجود داشته باشد، حاکى از اين است که همه خصال ايمان، در او جمع است. چون هر يک از اينها متوقّف بر مجموعهاى از صفات نيک و کاشف از آنها است.
خشنودى و محبت کسى او را به باطل نکشاند که موجب شود به ناحق از آن شخص دفاع کند و همچنين غضب، او را به برخوردهاى غلط و خروج از حق نکشاند، و در هنگام قدرت، کارهايى را که حق او نيست مرتکب نشود.
(تحف العقول صفحه 43)
*****************************************
من مواعظ علي عليه السلام:
من استطاع أن يمنع نفسه من أربعة اشياء فهو خليق بأن لاينزل به مکروهٌ أبداً قيل: وما هنّ يا أميرالمؤمنين! قال: العجلة واللجاجة والعُجب والتّواني.
هرکس اين چهار صفت را از خود دورکند خواه فرد باشد، خواه مجموعه دستاندرکاران و رؤسأ جامعه، هيچگاه حادثه و واقعه ناخوشايندى، متوجه او نخواهدشد:
1- عجله، بدون تأنّى و دقت، تصميمگيرى کند يا کارى را اجراء نمايد (عجله غير از سرعت در عمل است(.
-2 لجاجت، يکى از مسائل خطرناک و بلاهاى دامنگير، اصرار و پافشارى ناحق، در مسألهاى است که چون اين حرف را گفته و يا چنين موضعى اتخاذ کرده حاضر نيست عقبنشينى کند و لو خلاف آن ثابت شود.
-3 مغرورشدن و خودشگفتى، که انسان نقصها و ضعفهاى خود را نديده و احياناً محسناتش را بزرگ بشمرد.
-4 کاهلى و سستى، کار امروز را به فردا افکندن و تأخير انداختن.
بنده، در اثر تجربياتى که در سالهاى متمادى پيدا کردم به اين نتيجه رسيدم که اين سخن على (عليه السلام) واقعاً حکمت تمامى است و همه ضرر و زيانهايى که متوجه جامعه شده است در اثر اين امور بوده. خداوند ان شاءاللّه ما را با مجاهدت خودمان و با توفيق خودش از اين صفات دور بدارد.
(تحف العقول صفحه 222(
***************************************************
من مواعظ على (عليه السلام(
الزّاهد في الدّنيا من لم يغلب الحرام صبره ولم يشغل الحلال شکره.
زهد که مورد نظر اسلام بوده و ائمه معصومين (عليهم السلام) به آن توصيه کردهاند حقيقتش طبق اين روايت دو چيز است:
اول، آن که وساوس شيطانى و تمايلات حيوانى که انسان را به ارتکاب محرمات، تحريک مىکند بر او غلبه نکند و بتواند در برابر اين مسائل، صابر بوده و استقامت کند.
دوم، آن که نعَم الهى آن قدر او را سرگرم نکند که از شکر خدا غفلت کرده و انسانى ناسپاس باشد، و غفلت کند که اين نعمتها از کيست؟ و زينهار که اين غفلت، انسان را به وادىهاى خطرناک، مىکشاند
(تحف العقول صفحه 200 )
قال الصادق (عليه السلام)
ان احاديثنا يحيي القلوب
من مواعظ النبي صلى الله عليه وآله وسلّم:
ثلاثٌ من کنّ فيه استکمل خصال الإيمان:
الذي إذا رضي، لم يُدْخِله رضاه في باطلٍ وإذا غَضِبَ لم يخرجه الغضب من الحقّ وإذا قدر لم يتعاط ما ليس له.
معناى روايت، اين نيست که ايمان در اين سه خصلت منحصر است، بلکه مراد اين است که در هر کس، اين سه خصلت وجود داشته باشد، حاکى از اين است که همه خصال ايمان، در او جمع است. چون هر يک از اينها متوقّف بر مجموعهاى از صفات نيک و کاشف از آنها است.
خشنودى و محبت کسى او را به باطل نکشاند که موجب شود به ناحق از آن شخص دفاع کند و همچنين غضب، او را به برخوردهاى غلط و خروج از حق نکشاند، و در هنگام قدرت، کارهايى را که حق او نيست مرتکب نشود.
(تحف العقول صفحه 43)
*****************************************
من مواعظ علي عليه السلام:
من استطاع أن يمنع نفسه من أربعة اشياء فهو خليق بأن لاينزل به مکروهٌ أبداً قيل: وما هنّ يا أميرالمؤمنين! قال: العجلة واللجاجة والعُجب والتّواني.
هرکس اين چهار صفت را از خود دورکند خواه فرد باشد، خواه مجموعه دستاندرکاران و رؤسأ جامعه، هيچگاه حادثه و واقعه ناخوشايندى، متوجه او نخواهدشد:
1- عجله، بدون تأنّى و دقت، تصميمگيرى کند يا کارى را اجراء نمايد (عجله غير از سرعت در عمل است(.
-2 لجاجت، يکى از مسائل خطرناک و بلاهاى دامنگير، اصرار و پافشارى ناحق، در مسألهاى است که چون اين حرف را گفته و يا چنين موضعى اتخاذ کرده حاضر نيست عقبنشينى کند و لو خلاف آن ثابت شود.
-3 مغرورشدن و خودشگفتى، که انسان نقصها و ضعفهاى خود را نديده و احياناً محسناتش را بزرگ بشمرد.
-4 کاهلى و سستى، کار امروز را به فردا افکندن و تأخير انداختن.
بنده، در اثر تجربياتى که در سالهاى متمادى پيدا کردم به اين نتيجه رسيدم که اين سخن على (عليه السلام) واقعاً حکمت تمامى است و همه ضرر و زيانهايى که متوجه جامعه شده است در اثر اين امور بوده. خداوند ان شاءاللّه ما را با مجاهدت خودمان و با توفيق خودش از اين صفات دور بدارد.
(تحف العقول صفحه 222(
***************************************************
من مواعظ على (عليه السلام(
الزّاهد في الدّنيا من لم يغلب الحرام صبره ولم يشغل الحلال شکره.
زهد که مورد نظر اسلام بوده و ائمه معصومين (عليهم السلام) به آن توصيه کردهاند حقيقتش طبق اين روايت دو چيز است:
اول، آن که وساوس شيطانى و تمايلات حيوانى که انسان را به ارتکاب محرمات، تحريک مىکند بر او غلبه نکند و بتواند در برابر اين مسائل، صابر بوده و استقامت کند.
دوم، آن که نعَم الهى آن قدر او را سرگرم نکند که از شکر خدا غفلت کرده و انسانى ناسپاس باشد، و غفلت کند که اين نعمتها از کيست؟ و زينهار که اين غفلت، انسان را به وادىهاى خطرناک، مىکشاند
(تحف العقول صفحه 200 )
بازديد ديروز: 12
کل بازديد :2375
سلام وبلاگ بنده پيرامون مسايل پژوهشي - مذهبي است . لطفا با انتقادات و پيشنهادات سازنده خويش مرا ياري نماييد.
گريه چيست
تاثير مذهب در بيماري ها چگونه است
محمد پيامبر نسل سوم پيامبر نسل سوخته
حيات برتر در لواي تفکر
اتنولوژي عصر امام حسن
آسيب شناسي اجتماعي
دعا و روان از منظر متفکران معاصر
امکان شناخت خداوند
سلسله مباحث اعتقادی (4) [4]
امام حسينعليه السلام صاحب نفس مطمئنّه [2]
اخلاق از نگاه مولانا
دين و اخلاق
عرفان هاي نو ظهور – قسمت اول
دين و دنياي جديد
در خصوص فرقه ضاله بابيت و بهائيت
درباره فرقه اهل حق (1)
سه حديث [2]
عقيده پرستي ، بت پرستي است.
نام: | |
ايميل: | |
