سفارش تبلیغ
صبا ویژن
منوی اصلی
تدبر در قرآن
آیه قرآن
لینک دوستان
خبرنامه
 
آمار وبلاگ
  • کل بازدید: 248859
  • بازدید امروز: 37
  • بازدید دیروز: 157
  • تعداد کل پست ها: 310
درباره
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ

متافیزیک و ماوراءطبیعه
فیس بوک - شبکه اجتماعی جامعه مجازی" onerror="this.style.display='none'"/>فیس بوک
وصیت شهدا
وصیت شهدا
کاربردی



ابر برچسب ها
انسان - مسیحیت - آدم - حوا - بهشت[1] ، برنامه ریزی[1] ، جهرم، ناامنی، امنیت، دادگاه[1] ، حدادپور، اربعین، کربلا[1] ، حدادپور، اسرائیل، جهاد، مغنیه، تروریست، سوریه[1] ، حدادپور، اسرائیل، شهید الله دادی، حزب الله، خون[1] ، حدادپور، افغانی، پراید، زانتیا، مادر[1] ، حدادپور، امام حسن، مسئله، فلسفه[1] ، حدادپور، امام حسین[1] ، حدادپور، پاریس، فرانسه، ترور، تروریسم، خشونت[1] ، حدادپور، پاسخ به سوال، نامحرم، کمک[1] ، حدادپور، تشکر و قدردانی، پارسی نامه[1] ، حدادپور، جهرم[1] ، حدادپور، جهرم، جامعه شناسی[1] ، حدادپور، چهارشنبه، جلسه[1] ، حدادپور، حضرت معصومه[1] ، حدادپور، حکمت، خداوند، طوفان، گنجشک، مار[1] ، حدادپور، داعش، روحانیون[1] ، حدادپور، دانشگاه، صفر، پیامبر، سیاست، داخلی، خارجی، صفات پیامبر[1] ، حدادپور، دلسوزی، ممنوع[1] ، حدادپور، شهدا[1] ، حدادپور، شهید غلامعلی پیچک[1] ، حدادپور، صفر، دکتر شریعتی، اربعین[1] ، حدادپور، عموباربد، عبدالرحمن رحمانیان[1] ، حدادپور، گله، نظام اسلامی[1] ، حدادپور، لب تاپ[1] ، حدادپور، ماه صفر، تبلیغ، حضرت زهرا[1] ، حدادپور، میان بر، راه، نیاز[1] ، حدادپور، نامه، خواهر، آبجی، مرد، پسر، اغفال[1] ، حدادپور، نظام، انقلاب، مسائل شرعی[1] ، حدادپور، نیاز، درمان[1] ، حدادپور، وبلاگ[1] ، حدادپور، وبلاگ، وبلاگ نویسی[1] ، حدادپور،نامه[1] ، سوءاستفاده، اموات[1] ، هدف[1] ، هدف سازی[1] ،



سلام همراهان، شب زیبای ماه خدا به خیر و به کام!


امروز آخر جلسه اخلاق، قریب به این مضامین به زبونم جاری شد:


چرا ما انتظار تشنگی نمیکشیم؟ چرا مواظبیم که در ماه رمضون، یه وقت خدایی نکرده تشنمون نشه و غش و ضعف نکنیم؟


چرا وقتی میریم خونه و یا در جلسه ضیافت افطار یا مهمونی دور هم میشینیم، فورا میگیم: امروز تشنه ات هم شد یا نه؟ کیا تشنشون شد امروز؟ وقتی تشنت میشه چه میکنی؟ چرا اول صبح ها بیشتر تشنمون میشه؟ راستی چی بخوریم سحری که تشنمون نشه؟


بابا بسّه دیگه!


ما دیگه کی هستیم؟


تنها امام تشنه لب ما بنا به اخبار مشهور، حضرت اباعبدالله الحسین سلام الله علیه بود. چرا با از زیر کار دررفتن و تنبلی، از اینکه اندکی شبیه امام حسین بشیم در میریم؟


تشنگی، موضوع همه روضه های کربلاست اما چرا یا نمیذاریم تشنمون بشه و فورا جلوگیری میکنیم و یا اگه تشنمون شد به رفع عطش فکر میکنیم نه به اینکه چه آثاری در تشنگی هست که بعضی عُرفا اصلا روزه میگرفتن به عشق تشنگی و ضعفش!!!


چه سِرّی در تشنه لبی هست که وقتی تشنه میشیم و له له میزنیم، خیلی میچسبه بگیم: السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفانئک...



بچه ها! جلسات صبح ها تقریبا بیست دقیقه است که شاید بتونم ضبط کنم و بذارم در وبلاگ. اما من بلد نیستم چطوری میذارن در وبلاگ. خیلی راحت و با در نظر گرفتن محدودیت زمانی بنده، اگه بتونید راهنمایی کنین، شاید بشه یه کاریش کرد.


التماس دعا / یاحسین









سلام و صد سلام. ماه رمضونتون به خیر و به کام ان شاءالله.


الحمدلله که زنده موندیم تا ماه رمضون دیگری را درک کنیم. خدا کنه بتونیم درست استفاده کنیم. خدا کنه بتونیم حفظش کنیم و به بهترین وجه ممکن تا شب اول قبر و دالان برزخ باهامون باشه و دستمون را بگیره.


چند روز اخیر، الحمدلله از روزهای بابرکت علمی بنده بود و تونستم حدود 70 صفحه مطالبی را بنویسم که حاصل تمام سالهایی بود که در حوزه درس خوندم و حاصل توسلی بود که به حضرت زهرا سلام الله علیها پیدا کردم. شما منو میشناسین و میدونین اهل خودستایی نیستم و از این حرفها مقصود خاصی دارم. لذا دیگه نیازی به توضیح نیست که چقدر اسم حضرت زهرا خیر کثیر دربر داره و توسل در مباحث علمی مهمه.


دعا کنین تا قبل از شبهای قدر بتونم تمومش کنم. اصلا بیایید قراری بذاریم که اگه دعا کردین و خوب شد و تونستم تا قبل از شبهای قدر تمومش کنم یه گروه واتس آپی «مردونه» تشکیل میدیم و به تعداد 40 نفر عضو میکنیم. دعاش با شما. تلاش و شب زنده داری و بی خواب و خوراکی و پژوهش با من!


صبح داشتم به این فکر میکردم که آنگونه که از آیات سوره مائده (20 و 21 و 22) بر مى‏ آید پس از آنکه بنى اسرائیل از چنگال فرعونیان نجات یافتند، خداوند به آنها فرمان داد که به سوى سرزمین مقدس فلسطین حرکت کنند و در آن وارد شوند، اما بنى اسرائیل زیر بار این فرمان نرفتند و گفتند: تا ستمکاران  (قوم عمالقه) ازآنجا بیرون نروند ما وارد این سرزمین نخواهیم شد، به این هم اکتفاء نکردند، بلکه به موسى گفتند: "  تو و خدایت به جنگ آنها بروید پس از آنکه پیروز شدید ما وارد خواهیم شد"! 


موسى از این سخن سخت ناراحت گشت و به پیشگاه خداوند شکایت کرد سرانجام چنین مقرر شد که بنى اسرائیل مدت چهل سال در بیابان  (صحراى سینا)  سرگردان بمانند.  گروهى از آنها از کار خود سخت پشیمان شدند و به درگاه خدا روى آوردند خدا بار دیگر بنى اسرائیل را مشمول نعمتهاى خود قرار داد که به قسمتى از آن در آیه موردبحث اشاره مى‏کند: " ما ابر را بر سر شما سایبان قرار دادیم" (وَ ظَلَّلْنا عَلَیْکُمُ الْغَمامَ‏).


پیدا است مسافرى که روز از صبح تا غروب در بیابان ، در دل آفتاب، راهپیمایى مى‏کند از یک سایه گوارا  (همچون سایه ابر که نه فضا را بر انسان محدود مى‏کند و نه مانع نور و وزش نسیم است) چقدر لذت مى‏برد.


درست است که همواره احتمال وجود قطعات ابرهاى سایه ‏افکن در این بیابان ها هست، ولى آیه به روشنى مى‏گوید:  این امر در باره بنى اسرائیل جنبه عادى نداشت بلکه به لطف خدا غالبا از این نعمت بزرگ بهره مى‏گرفتند.


از سوى دیگر رهروان این بیابان خشک و سوزان، آنهم براى یک مدت طولانى چهل‏ ساله نیاز به مواد غذایى کافى دارند ، این مشکل را نیز خداوند براى آنها حل کرد چنان که در دنباله همین آیه مى‏فرماید:"  مامن و سلوى را (که غذایى لذیذ و نیرو بخش بود)  بر شما نازل کردیم"  (وَ أَنْزَلْنا عَلَیْکُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى‏).


" از این خوراکهاى پاکیزه ‏اى که به شما روزى دادیم بخورید ( و از فرمان خدا سرپیچى نکنید و شکر نعمتش را بگذارید) (کُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناکُمْ‏).


ولى باز هم آنها از در سپاسگزارى وارد نشدند"  آنها به ما ظلم و ستم نکردند بلکه تنها به خویشتن ستم مى‏کردند" (وَ ما ظَلَمُونا وَ لکِنْ کانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ‏)


به این فکر میکردم که بنی اسرائیل بعد از این همه مکافات و بدبختی و فضل پروردگار و ... دراومدن گفتن: موسی! ما حوصله و تحمل خوردن فقط یک نمونه غذا نداریم. به خدا بگو واسمون پیاز و خیار و عدس و ... بیاره!!!


منّ و سلوی را به پیاز و خیار و عدس و ... فروختن و رفت! اصلا نمیفهمم چطور میشه انسان اینقدر کوته بین بشه که چنین معامله ای بکنه!


بچه ها!


زندگی، معامله است. ببینین چی میخرین و چی میفروشین؟


یکی از عزیزانم که الان دلم واسش لک زده و چندین ماهه ندیدمش، چند روز پیش این پیام را بهم داد:


روزی روزانه از یزدان گرفتن سهل نیست


میدهد روزی ولی از عُمر روزی میرود


التماس دعا/ یازهرا











سلام بچه ها! شبتون به خیر. چطورین؟ امیدوارم روزگار متعالی سپری کنید.


امشب، به مناسبت استشمام شمیم روح بخش ماه مبارک رمضان، چند کلمه ای واسه بچه ها حرف زدم. شاید 5 دقیقه شد. اما سه چهار بار بچه ها را خندوندم. با اینکه اصلا قصد خنده و ادخال سرور نداشتم!


توصیه هایی کردم که باعث تصحیح نگاه بچه ها به ماه رمضان میشه. چون به نظرم بعضی نگاه ها باعث میشه هیچ استفاده ای نشه از این ماه عزیز بکنیم. چون با کمبود وقت مواجه هستم و احتمالا امشب تا صبح باید روی پروژه ام کار کنم(ان شاءالله) فقط بعضیاش را عرض میکنم:


بعضیا تصور میکنن که ماه رمضون، فقط به روزها اطلاق میشه. لذا در طول روز گناه نمیکنن و حتی اگه مثلا میخوان غیبت مردم بکنن، وعده میذارن که شب، بعد از افطار بیا توی واتس آپ تا برات بگم. چون الان روزه هستم!!!


این تصور درستی نیست چرا که گناه، همون گناهه و ما فقط داریم خودمون را گول میزنیم. آبروی مردم، روز و شب و قبل از افطار و بعد از افطار نداره. همیشه آبروی مردم محترمه و باید حفظ بشه.


یا مثلا بعضیا توی این ماه مبارک گناه نمیکنن ولی اسباب گناه را هم از زندگیشون حذف نمیکنن!! بهش میگی اگه واقعا توبه کردی پس چرا کلیپ ها و فیلم های ناجور را از گوشی و سیستمت پاک نمیکنی؟ میگه: حیفه!!!


خب این یک بام و دو هواست. داریم به امید آمرزش و توبه، واسه گناه آینده مون سفره پهن میکنیم و از همین لحظه شروع توبه، توی فکر فراهم بودن اسباب عشق و حال کاذب فردا هستیم!! این غلطه و چه بسا توفیق توبه و یا آمرزش را سلب کنه.


یا مثلا بعضیا فقط فکر گذران این ماه مبارک هستن. لذا از بعد از سحری میگیرن میخوابن تا هُم فیها خالدون ظُهر!! این که نشد ماه مبارک! مبارک به معنی برکت و نتیجه دهی تواءم با تلاش مضاعف هست نه اینکه مبارک است چون افطاری و سحری خوردن یه حال دیگه داره!!


نباید به بهانه ضعف و تشنگی و ... بیشترین وقت روزه داری را صرف خواب بکنیم. درست نیست. تجربه شخصی من نشون داده که بیشترین لذت علمی در زندگیم، مربوط میشه به بین الطلوعین های ماه رمضون تا ساعت 9 و 10 صبح. یه برکت و پیشرفت خاصی در این فاصله زمانی هست.


توصیه ها زیاده و منم قابل توصیه کردن نیستم و از همه شما به توصیه شنیدن محتاج ترم. اما بچه ها! یه ماه بیشتر نیست. این ماه را از دست ندید. مطالعه کنید. قرآن بخونید. کمتر فیلم نگاه کنید. دعای افتتاح یادتون نره. هرشب دعای افتتاح بخونید. یقین داشته باشید که سریال پایتخت 4 و دردسرهای عظیم و ... صدبار دیگه هم پخش میکنه. حیف ساعات اولیه شبهای ماه رمضون هست که با این لاطالعات سپری بشه.


بچه ها! توی فکرم هست که بعضی شبها که فرصت کردم، شرح و توضیح آیات یک سوره مشخص را به مناسبت ماه رمضون در این وبلاگ کار کنم. قولی نمیدم چون چندتا پروژه نفسگیر دستمه، اما تلاش میکنم (اگه متقاعد شدم) به عون الله این کار را انجام میدم.


انشالله با دل و جان پاک وارد زیباترین روز و شبهای زندگیمون بشیم.


التماس دعا / یازهرا










سلام، شب زیبای شما قرآنی و امیدوارم کسانی که این روزا امتحان دارند با موفقیت سپری کرده باشند.


امروز عصر قشنگی برای من داشت و تونستم به برکات آیات قرآن کریم، دو سه ساعتی در کتابخونه دانشگاهمون بشینم و مطالبی از قرآن استفاده کنم که سبب تحیّر و تعجّبم شد. خیلی لحظات شیرینی بود. مطالب در راستای پایان نامه ام هست و فصل جدیدی بر مطالب و محتوای رساله ام باز کرد. الحمدلله ربّ العالمین.


از دقت و پیگیری شما سپاسگذارم و امیدوارم با استفاده از این نکات، ماه رمضان قشنگتری را تجربه کنید. تکالیفتون هم خوب بود و بوی دقت از غالب مطالبتون شنیده میشد.


به دوتا نکته توجه کنید:


ممکنه سوره ای مکّی باشه اما آیاتی از اون سوره در مدینه نازل شده باشه. اینکه مینویسند مثلا فلان سوره مکی است، اغلب آیات یا کلّ سوره را لحاظ کرده اند و از باب شمول آیات، مکی یا مدنی بودن را تعیین کرده اند. لذا باید به تفاسیری مثل مجمع البیان و نورالثقلین و امثال آن مراجعه کنین تا بفهمین آیه و آیات مدنظر در کجا نازل شده است.


در ترجمه ها دقت کنین که رابطه صفت و موصوفی و جملات وصفی و انواع قیود مخصوصا قیود شرطی یا احترازی را به موقع و به جا استعمال کنین. منبع شاهکارانه ای که خیالتون را از بابت این مسئله راحت کنه و بهتون یاد بده، الان توی ذهنم نیست و بعید میدونم که چنین منبع کاملی وجود داشته باشه. اما علی الحساب به کتاب جذاب «شرح آنموذج» و کتاب «الکتاب سیبویه» مراجعه کنید و فصول مربوط به جملات وصفی و شرطی و انواع قیود را با وسواس بالا مطالعه کنین.


خب بریم سراغ گام پنجم.


گام پنجم پیوند عمیق تر با کلام الله:


به جملات شرطیه و جواب شرط های موجود در آن دقت کنید و شرط و جزا را حتی در صورت محذوف یا در مقدر بودن پیدا کنید. زیاد سخت نیست. دقت و تمرین میخواد. فکر کنید ببینید چرا به صورت شرط و جزا اومده؟ چرا جمله ای که میشه ساده بیانش کرد به صورت شرط و جزا اومده؟ سِرّ ذکر جمله شرطیه چیه؟


معمولا جملات شرطیه برای بیان مسئله به صورت چند گام بالاتر است. غرض از جملات شرطیه، معمولا در جزا خوابیده. مثلا به این کریمه توجه کنید: «لَوْ کانَ فِیهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا فَسُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا یَصِفُون‏» آیه 22 سوره مبارکه انبیاء.


لو کان ... جمله شرط ، لفسدتا جواب شرط هست. سوال مقدّر اینه که چرا نمیتوان خدای دیگری را متصور شد؟ تمام جزا روی «فساد» متمرکز شده . یعنی اگه خدای دیگری وجود داشته باشه مقتضی فساد فراهم میشه. حالا باید بشینیم فکر کنیم که چطور فساد آور است و چگونه این مقتضی منطقی به نظر میرسه؟


باید اینجوری فکر کنیم و نظام فکری و اعتقادی قرآنی را مبرهن بسازیم.


تمرین:


آیه ای از قرآن کریم که دارای شرط و جزا باشه پیدا کنید و تمام پنج درسی را که تا حالا یاد گرفتید را گام به گام و با حوصله پیاده کنید.


بازم تذکر میدم که لطفا فقط یکبار پیام بدید و یا حداکثر و پس از اصلاحات مدّنظر، پیام اصلاحی را ارسال کنید و از بحث های متفرقه و فرصت سوز خودداری کنید.


امیدوارم موفق باشید.


یازهرا










سلام همراهان، روز جمعه خوبی داشته باشید.


این روزها کارای خونه زیاد شده و کل دیروز را درگیر کارایی بودم که زمین مونده بود و یا ممکن بود زمین بمونه. وگرنه دوس داشتم دیروز و یا دیشب پُست چهارم مربوط به فهم بیشتر و بهتر از قرآن بذارم.


راستی بچه ها! تلاش کنید خودتون ترجمه کنید. چون ترجمه بعضی از عزیزان کپی برداری از قرآنی هست که خونشونه. و همچنین تلاش کنید با حوصله و دقت کار کنین و مخاطبان اصلی و ضمنی را تشریح کنین. کسی درباره مخاطبان ضمنی ننویسه: میشه همه ما مخاطبان ضمنی باشیم! خب اینو که همه میدونن. شما باید با حوصله و ظرافت کافی، شرط یا شروطی که سبب میشه ما مخاطب این آیات قرار بگیریم بنویسید. و یا در کشف مدنی یا مکی بودن سوره به تفاسیر مراجعه کنین مخصوصا تفاسیری مثل مجمع البیان و یا المیزان که دلایل این مسئله را هم بیان میکنن.


گام چهارم پیوند عمیق تر با کلام الله:


به آیاتی که با کلمه «اِنَّ» و یا «اِنَّما» شروع میشه به چشم قاعده و قانون نگاه کنید. همه مطالب قرآن مهم است اما به این آیان به چشم حرف و یا مطلب مهمی نگاه کنین که میخواد به شما استراتژی و یا جهان بینی بدهد که باید و باید با اون عینک به همه چیز نگاه کنین.


مثلا به این آیه توجه کنین: «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِآیاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِیعُ الْحِساب‏» آیه 19 سوره مبارکه آل عمران


این آیه، در صدد بیان یک قاعده است. حالا شما دین را میخوای به معنای اسلام مصطلح بگیر یا میخوای به معنای تسلیم شدن و تبعیت محض. بالاخره این آیه میخواد قاطعانه اعلام کنه که دین، تسلیم شدن محض است و کاملترین مصداق تسلیم شدن، در اسلام است. چرا اسلام؟؟ به خاطر دنباله آیه. چون درباره اهل کتاب مطلب دیگری فرموده ...


دقت کنید بچه ها! کسی تفسیر به رای نکنه ها! این حرف را صد بار گفتم. به تفاسیر مراجعه کنین ببینید نظر کارشناسانه مفسران بزرگمون چیه؟ چون قراره یک اصل و قاعده برای جهان بینی و زندگی یاد بگیرید. قراره پای اون قانون جون بدیم و حتی خودمون را فدا کنیم. قرار نیست فقط یه قاعده سر هم بندی لایتچسبک بگیم و رد بشیم. پس جدی باشید و برای این مسئله وقت و حوصله خرج کنید.


تمرین:


لطفا سه آیه از قرآن پیدا کنین که با این دو کلمه شروع میشه و ترجمه و مکی یا مدنی بودن و مخاطبان اصلی و ضمنی و قانونی که میخواد بیان کنه را به طور کامل تشریح کنین.


روز جمعه است. لطفا همه کسانی که مطلب بنده را تا قبل از ظهر میخونن، خودشون را برای نمازجمعه آماده کنن. هر جا و در هر شهری که زندگی میکنید، برای شرکت در نماز جمعه که مقدس ترین تریبون نظام اسلامی ماست خودتون را آماده کنین.


التماس دعا


یازهرا










سلام عزیزان من! وقت به خیر و همه اوقات به کام.


امروز به همکار عزیزم  آقا صالح که تازه به بخش من منتقل شده و قراره منو از تنهایی در کار دربیاره گفتم: من دو کار بهت قول میدم: یکی اینکه بهت اعتماد کنم (هرچند کم پیش میاد که اعتماد کنم) بهت اعتماد میکنم و کارهایی که بهت میسپارم همه مسئولیتش با خودت هست و من دخالتی نمیکنم و دوم اینکه قول میدم غیبتت نکنم و از آبروت دفاع کنم.


از این دو حرف خوشش اومد و کلی باهم حرف زدیم. قرار گذاشتیم با کسایی که همش فاز منفی میدن فاصله بگیریم تا روحیه خسته و کوفته اونا در ما اثر نذاره و همچنین قرار گذاشتیم که دهنمون از همه قرص تر باشه و نم پس ندیم تا کارها با نتایج بهتری پیش بره.


بگذریم.


مشق پریشب را بعضیا خوب کار کرده بودن. بدک نبود. اما استقبال ضعیف بود. فکر کنم چون ایام امتحانات هست بعضیا نتونستن در بحث شرکت کنن.


ان شاءالله امتحان همه تون خوب بشه. شما هم دعا کنین پایان نامه ام قشنگ بشه و بتونم همین امسال دفاع کنم.


گام سوم پیوند عمیق تر با کلام الله:


مکّی یا مدنی بودن سوره و آیه ای را که قراره کار کنین و یا نظرتون را جلب کرده، حتما در نظر بگیرین. این کار به شُما یک شِمای کلی از فضای نزول آیه و مخاطبان اون آیه و یا سوره ارائه میده. خیلی مسئله تعیین کنده و باحالی میشه.


چون سوره های مکّی در مکّه نازل شده و بیشتر فضای مکّه را کفّار تشکیل داده بودن و لذا خطوط کلی سُوَر مکّی درباره توحید و معاد و تمایز بین کفر و ایمان و امثال این مسائل هست.


اما سوره های مدنی در مدینه نازل شده و بیشتر فضای مدینه را اهل ایمان و منافقان تشکیل داده بودن و لذا خطوط کلی سُوَر مدنی درباره دستورات و تکالیف اهل ایمان و مسائل تعبدی و مالی و نفی نفاق و امثال این مسائل است.


وقتی آیه و سوره ای میخونید، خودتون را ببرید در فضای مکّه یا مدینه. در فضای اهل کفر و یا اهل ایمان. فضای فکری کسانی که اصلا به خدا و معاد ایمان ندارن و یا در فضایی که ایمان دارن و بعضی از اونا دچار نفاق و تنبلی و ... هست.


وقتی به مکی یا مدنی بودن رسیدید، آیه و سوره های مدنظر را آروم چندبار با خودتون زمزمه کنید. حداقل دنبال چندتا مسئله بگردید :


1- اگه در فضای مقابله با کافران قرار گرفتید چطور باید برهان آورد و حرف زد؟ اگه در فضای اهل ایمان و یا منافقان قرار گرفتید چطور؟


2- روش برخوردی که خدا به رسول بزرگوارش یاد داده چطوریه؟ وقتی رسولش در اقلیت هست باید به چه مواردی بپردازه؟ وقتی رسولش در راس حاکمیت هست چطور باید عمل بکنه؟


3- اگر بخواهید به کسی سوءظن پیدا نکنین اما مراقب باشید که کلاه سرتون نره، باید چطور فضاشناسی کنید و دستورات قرآن را پیاده کنین؟


4- کجا ایستادید؟ اگر در جامعه کفر بودین کجاش بودین؟ اگه در جامعه اهل ایمان هستید از نظر قرآن کدوم طرفید؟


اینا و هزاران سوال دیگه که باید با تکرار و مداومت بر این روش بهش برسید.


به جرات میتونم بگم که: اگه این روش را بتونید به درستی پیاده کنین و حوصله به خرج بدین، از لذت معنوی بالایی برخوردار خواهید شد.


تمرین:


به آیات 8 تا 16 سوره مبارکه بقره مراجعه کنید و خیلی با ادب و طهارت، در محضرش زانو بزنید.


ترجمه حداقل یک آیه اش را بنویسید.


مخاطبان خاص و ضمنی اش را کشف کنید.


فضای این آیات مکّی است یا مدنی؟ چه تصویری از اون فضا با توجه و دقت به این آیات در ذهنتون نقش میبنده؟


عزیزان من! عجله ممنوع! اگه وقت و یا حوصله ندارین بذارین سر فرصت این تکالیف را انجام بدین. سر هم بندی کار نکنین.


شبتون به خیر.


یازهرا










سلام، احوال شما؟ شب زیبای قرآنی شما به خیر!


امروز تصمیمات مهمی درباره رساله دکترا و روند مطالعاتم برای تابستان به ویژه ماه مبارک رمضان گرفتم که امیدوارم خدا توفیق بده بتونم به افکار و برنامه ریزی ها جامعه عمل بپوشانم.


درباره آیه 65 سوره مبارکه بقره هم خوب بود. دستتون درد نکنه. بعضیا معلوم بود که وقت گذاشتن و تلاششون کردن.


اما یه خواهش: لطفا فقط یکبار پیام بذارید و اصلا با اسامی مختلف پیام نذارید. و یا حداکثر اگر خواستید جواب پیامی که بنده واستون میذارم بدید، با همون اسم قبلیتون پیام بذارید و حداکثر دوبار بیشتر پیام ندید.


شاید بشه این ترجمه را بهترین و سلیس ترین ترجمه برای آیه «وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذینَ اعْتَدَوْا مِنْکُمْ فِی السَّبْتِ فَقُلْنا لَهُمْ کُونُوا قِرَدَةً خاسِئین‏» دونست:


و به راستی کسانی از شما را - که در روز شنبه (از فرمان خدا) تجاوز کردند - به خوبی شناختید. پس بدیشان گفتیم: «بوزیگانی رانده شده باشید.»


چند تا نکته را در کنار مطالعه منابعی که دیشب گفتم، حتما توجه داشته باشید:


اولا حتما معانی و شرایط جملات نقلیه را یاد بگیرید. ثانیا شرایط استعمال جملات معترضه را یاد بگیرید. ثالثا تفاوت صیغ جمع و اسم فاعلی و مفعولی را هرروز مرور کنید. رابعا 100 تا فعل در قرآن را در اوزان مختلف انتخاب کنید و در دفتری مخصوص این کار، چهارده صیغه ماضی و مضارع و امر و نهی و نفی و جزم آنها را صرف و یاداشت کنین.


گام دوم پیوند عمیق تر با کلام الله:


با دقت در مضمون آیه مورد بحث و آیات قبل و بعد، مخاطب اصلی و مخاطبان ضمنی احتمالی را کشف کنید.


مخاطب اصلی: موضوع اصلی آیه حول او یا آنها میچرخد.


مخاطب ضمنی: موضوع آیه با شرایطی می تواند حول او یا آنها بچرخد.


اگه خواستید مخاطب ضمنی برای آیه ای از قرآن پیدا کنین، باید بتونید شرایطی که او یا آنها با اون شرایط در جایگاه مخاطب اصلی قرار میگیرند را بیان کنین.


متاسفانه بعضی از مفسران شیعه و سنی نتوانسته اند مخاطب ضمنی را به درستی کشف کنن. لذا دچار تفسیر به رای و سخنان مهمل شده اند. شما تلاش کنین در تفسیر به رای نیفتید.


تمرین:


در آیه 11 سوره مبارکه نور دقت کنید و اولا آن را به دقت ترجمه کنین . سپس مخاطب و مخاطبان اصلی و ضمنی این کریمه را کشف کنید.


باز هم تکرار میکنم: لطفا فقط یکبار پیام بذارید تا بتونم راحتتر راهنماییتون کنم و از گذاشتن پیام با نام های مختلف و به صورت مکرر پرهیز کنید.


شب و روزتون به خیر.


یازهرا










سلام بچه ها، شبتون به خیر.


پیام های خوبی داده بودید. اما به نظرم رسید به صورت چند روش در چند پست، مطالبی عرض کنم:


روش یا گام اول: تسلط بر لغات و تجزیه و ترکیب:


لابد شنیدید که اگه فقط معانی دو درصد کلمات قرآن را یادبگیرید میتونید نود و هشت درصد مابقی را خیلی راحت و روشمند یاد بگیرید.


برای این موضوع، به پنج جلد کتاب توضیح واژگان قرآن ابوالفضل بهرام پور مراجعه کنید و یا برنامه لغات گام به گام قرآن را از برنامه بازار گوشی های اندروید دانلود کنید و روزی نیم ساعت کار کنید.


وقتی به مدت یک ماه به صورت روزانه کار کردید کتاب مبادی العربیه جلد 4 را جوری بخونید و تمارینش را حل کنید که انگار قراره نقدش بنویسید و یا این کتاب را برای دیگر دوستانتون تدریس کنید.


اما بچه ها دقت کنید که خوب بخونید و سرسری رد نشید. ترجمه لغات این کتاب را بالاش ننویسید تا ذهنتون درگیر بشه و در حافظه تون بمونه.


یک نکته مهم: از همین اول، قرآن بدون ترجمه در جیبتات بذارید تا هرروز که قرآن میخونید ذهنتون درگیر ترجمه بشه.


یادآوری: طلبه های محترم لطفا برای لغات قرآن از قاموس قرآن و متن عربی مجمع البیان استفاده کنند.


ان شالله فردا ترجمه تحت اللفظی آیه 65 سوره مبارکه بقره را بنویسید تا ببینم سطحتون در چه حد و اندازه است. کلماتی را ترجمه کنید که بلدید و از استفاده از ترجمه دیگران پرهیز کتید.


شب و روزتون قرآنی.


 








سلام دوستان، صبحتون به خیر و ایام به کام


دیشب حدود ساعت 10 شب رسیدیم اصفهان. خیلی خسته بودم و تا شام خوردیم و وسایل پیاده کردیم حدود ساعت 1 شد و دیگه نفهمیدم کجا و چطوری خوابم برد.


الحمدلله سفر خوبی بود و تونستم بعضی مباحث جدیدی که توی ذهنم بود برای بار اول مطرح کنم. ان شاءالله بتونم بازم مباحث جدیدتری را کار کنم و تقدیم کنم.


بچه ها!


امروز درباره روش های استفاده مطلوب تر از قرآن کمی فکر کنید تا ان شاءالله امشب چند نکته خدمتتون عرض کنم. لطفا حتما درباره اش فکر کنید و واسم پیام بذارید تا هم از شما استفاده کرده باشم و هم حرفهایی که شما توی ذهنتون هست را تکرار نکنم.


روز خوبی داشته باشید.


یاعلی


 









سلام بچه ها، خوبین؟ چه خبر؟


این چند روز حسابی درگیر منبر و مجالس مختلف نیمه شعبان بودم. حسینیه حضرت علی اصغر و مسجد جامع و حسینیه امیرالمومنین و امامزاده محمد و حسینیه شهرک دستغیب و جایگاه نماز جمعه و مدرسه فرهنگ و حسینیه کوثر و حوزه برادران و ...


الحمدلله خوب بود و تونستم موضوعات متفاوت از سال های قبل و کمی سنگین تر اما کاربردی به مخاطبان هدیه کنم. امیدوارم مورد رضایت حضرت زهرا سلام الله علیها قرار گرفته باشه.


امروز به مناسبت رحلت امام خمینی رحمه الله علیه دو جا سخنرانی دارم. بحث از لطائف زندگی امام خمینی همیشه تازگی داره و شنیدنی است. لطائفی مثل:


1- با کودکان: امام کسی بود که با سخنرانی های آتشین اما چهره آرامشان، خواب و خوراک خوش را از دشمنان اسلام و نظام ربوده بودند اما همین امام، در سخنرانیشان مخصوصا در سخنرانی های جماران که ایشان به عنوان امام و مرجع جامعه مطرح بودند، وقتی صدای گریه کودکی می شنیدند بدون استثناء سخنرانی را کوتاه میکردند و تحت تاثیر گریه کودک قرار میگرفتند.


2- با همسر: امام خمینی، به حدی به خانمشان وابستگی عاطفی و معنوی داشتند که حتی در سنین شصت هفتاد سالگی هم برای همسرشان نامه مینوشتند و قربون صدقه همسرشان میرفتند و مثل دو جوان عاشق و معشوق که در فراق هم میسوزند با یکدیگر صحبت میکردند.


3-رعایت حال خواب فرزندان: دخترشان نقل میکردند که: پدرم یک جفت دمپایی ابری ساده خریده بودند که وقتی برای نماز شب بلند میشوند و برای وضو گرفتن به حیاط میروند، بچه ها بیدار نشوند و خواب از سر کسی نیفتند.


4- رعایت حدود شرعی در خانواده: یکی از دخترانشان میگفتند: وقتی از امام درباره سلام کردن با دامادمان پرسیدم، امام فرمودند: سلام کردن به نامحرم واجب نیست و از مسیری برو که برخورد غیر ضروری با نامحرم حتی داماد خانواده پیش نیاید.


5- سبک طلبه پروری: یکی از مجتهدین اوایل انقلاب به امام گفته بود که میتوانم برایتان 50 طلبه مجتهد تربیت کنم به شرطی که هزینه زندگیشان فراهم باشد و اهل اخبار و تلوزیون و روزنامه نباشند. امام شرط اول را قبول کردند اما دربرخورد با شرط دوم فرمودند: ما مجتهدی که اهل سیاست و اخبار و مسائل روز نباشد نمیخواهیم.


6- درس اخلاق عملی: امام راحل در یکی از جلسات درس اخلاقشان، وقتی به دم در رسیده بودند وارد نشدند و از راه برگشتند. علت را از ایشان پرسیدند. امام جواب داده بودند: کفش های زیادی دم در جمع بود و اگر میخواستم وارد بشوم باید پایم را روی کفش مردم میذاشتم و وارد میشدم. به همین قدر حق الناس هم راضی نیستم.


7- انتقاد از آخوندهای بی تفاوت: از مهم ترین مشکلات انقلاب و زندگی بابرکت امام راحل، آخوند های بی تفاوت و غیر انقلابی بود که حتی شهدایی که در جبهه شهید شده بودند را شهید نمیدانستند! امام به شدت از آنها انتقاد میکردند و سبک و رویه آنان را قبول نداشتند.


سخن ها بسیار است اما شرمنده ام که کمی ضعف دارم و فرصت تایپ ندارم. ان شاءالله در یه فرصت مناسبتر مطالب بیشتری عرض میکنم.


التماس دعا







صفحات :
|  1  2  >  |